معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١٧
درس اول: راههاى خداشناسى راه فطرت واژه «فطرت» در لغت به معناى سرشت، طبيعت، نهاد و صفت طبيعى انسان آمده است و در اصطلاح به امورى فطرى گفته مىشود كه به هيچ نوع برهان و استدلال نياز ندارند و در نهاد همه انسانها بدون تعليم وجود دارد. به عنوان مثال، علاقه مادر نسبت به فرزندش، جستجو از علت هر حادثه پس از وقوع آن، علاقه انسان به حفظ نفس و بقاى زندگى اجتماعى و نظاير آنها از جمله امورى هستند كه ريشه آنها در درون انسان وجود دارد و نيازى نيست كه از خارج فرا گرفته شود. اين گونه امور را فطرى مىگويند.
فطرت خداشناسى از مسائل فطرى، كنجكاوى انسان از علت وجود خود و ديگر موجودات است. حس شكرگزارى از كسى كه به آدمى نعمت داده و نيكى كرده و همچنين توجه به موجود كامل و پناه خواستن از او در هنگام يأس از اسباب و عوامل ظاهرى، از امور فطرى است. از اين گونه تمايلات به «فطرت خداجويى يا خداشناسى» تعبير مىشود.
آيات فطرت به آياتى از قرآن براى اثبات خداوند از طريق فطرت، تمسك شده كه به نقل نمونه هايى از آن مىپردازيم:
١- فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ وَ لكِنَّ اكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ «١»