معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٦١
هستند كه داراى علل خاص مىباشند. اگر ما بپذيريم كه چيزى بر خلاف جريان علت و معلولى انجام گيرد، معنايش اين است كه كليت قانون عليت را نپذيرفتهايم.
جواب: قانون عليت دو معنا دارد: ١- هيچ معلولى بدون علت تحقق نمىيابد واين يك معناى روشنى است كه اگر چيزى وجودش از خودش نيست، ناچار از غير است، ولى معنايش اين نيست كه معلولها هميشه از علل عادى شناخته شده صادر مىشوند. اين قانون همين اندازه اقتضا مىكند كه ما براى هر معلولى علتى معتقد شويم. ٢- معناى دوم اين است كه براى هر معلولى، علت خاص معرفى شود كه بگوييم اين معلول فقط از آن علت پديد مىآيد. البته بطور كلى، سنخيت بين علت و معلول درست است، اما عقل بدون كمك گرفتن از تجربه نمىتواند علت منحصر يك پديدهاى را بشناسد و شناختن علتهاى خاص اشياء، بطور معمول به وسيله تجربه حاصل مىشود و تجربه نيز هيچگاه نمىتواند علت منحصر يك پديدهاى را در تمام زمانها و مكانها اثبات كند، چون تجربه بشر محدود است و اگر هزارها مورد را هم تجربه كنيم، باز عقل مىگويد ممكن است اين معلول از يك راه ديگرى هم حاصل شود كه ما نمىدانيم. شايد هزارها سال، بشر فكر مىكرد كه حرارت جز از آتش حاصل نمىشود، ولى امروزه راههاى ديگرى براى پديد آمدن حرارت كشف شده است؛ بسيارى از فعل و انفعالات شيميايى موجب پيدايش حرارت مىشود و شايد علتهاى ديگرى هم باشد كه ما هنوز نمىدانيم. حال اگر مردم در گذشته خيال مىكردند علت منحصر اين پديده، شئى خاصى است آيا پس از آن كه علت جديدى براى آن پيدا شد، معنايش اين است كه قانون عليت نقض شده است؟ قانون عليّت مىگفت: معلول بدون علت، يافت نمىشود، امّا آن علت را نشان نمىدهد، پس وقتى علت جديدى كشف شد مىفهميم كه آن علت، تنها علت نبوده و قابل جايگزينى است. بنابر اين، اگر ما پذيرفتيم كه بهبودى مريض هميشه از راه خوردن دارو حاصل نمىشود و يك راه ديگرى نيز هست، اين امر نقض قانون عليّت نيست، بلكه علت جديدى كشف شده است. حال، اين علت جديد دو گونه است: گاهى علت مادى است و گاهى علت غير مادى و قابل تحصيل است و انسانهايى