معارف دينى

معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٢١

درس دوم: علل انحراف از فطرت‌ در درس قبل، با معناى فطرت، امور فطرى و فطرت خداشناسى آشنا شديم و گفتيم كه فطرت خداجويى و خداشناسى، در نهاد هر انسانى وجود دارد. اكنون به پاسخ سؤالى در اين زمينه مى‌پردازيم.
سؤال: چرا با وجود فطرت خداشناسى در همه انسانها، بعضى خدا را نشناخته و او را انكار مى‌كنند؟
پاسخ: وجود عوامل انحراف از فطرت در اين گونه افراد، موجب مى‌شود كه خدا را انكار كنند. اين عوامل عبارتنداز:
١- معرفيهاى غلط از خدا هر نوع حقيقت مسلمى كه در دوران كودكى و نوجوانى به صورت غلط و نارسا وارد مغز انسان گردد، در روح و شخصيت علمى او اثر مى‌گذارد، زيرا اين افراد، همواره به آن حقيقت از دريچه همان معرفيهاى غلط مى‌نگرند و وقتى آنچه كه در سنوات متمادى آموخته‌اند با موازين علمى تطبيق نمى‌كند، آن را انكار مى‌كنند.
معرفى خدا نيز از اين قاعده مستثنا نيست، زيرا اگر خدا آنچنان كه هست معرفى نشود و به جاى آن، موهوماتى به فكر بشر تحميل گردد، به هنگامى كه فرد با واقعيات هستى آشنا مى‌شود، عقل، آن موهومات را نمى‌پذيرد و همين باعث انكار وجود خدا در بين مردمى است كه خدا را درست نيافته‌اند. مقصر واقعى، معرفيهاى نارساى كتابهاى دينى تحريف شده است، زيرا تكيه گاه علماى اين اديان در مسائل ماوراءالطبيعة، همان كتب تحريف شده مى‌باشد. خدايى كه تورات و انجيل معرفى مى‌كند، به افسانه شبيه است؛ زيرا خدايى است كه آواز مى‌خواند و در هنگام وزيدن نسيم بهار در باغ، خرامان‌