معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٦٢
مىتوانند آن را به دست آورند مثل قدرتهاى نفسانى كه مرتاضان پيدا مىكنند پس آن هم علتى است براى پيدايش يك پديدهاى در جهان ماده، ولى خود علت، امر مادّى نيست، بلكه امر نفسانى بوده ولى ممكن است كسانى از راه آموختن آن را به دست آورند و به كارگيرند، اين قسم نيز نقض قانون عليت نيست، بلكه كشف علت جديد است، ليكن يك علت غير مادى است براى پديدههاى مادى.
بالاتر از اينها يك علت معنوى وجودى دارد كه از طريق عادى قابل تحصيل و آموزش نيست و موهبتى الهى است؛ وقتى كه مىگوييم پيامبرى مردهاى را زنده كرد؛ يعنى خدا يك قدرتى به او داده بود كه به اذن او اين قدرت را به كار گرفت. اين قدرت علت بود براى زنده شدن مردهاى يا شفا يافتن مريضى.
مبدأ اين قدرت چيزى است كه خداوند به نفس آن پيامبر مرحمت كرده است ولى قابل آموزش نيست و ديگران نمىتوانند به آن دست يابند، ولى به هر حال علت است.
نتيجه اينكه، پذيرفتن معجزه نقض قانون عليت نيست، بلكه پذيرفتن علتى است براى پديدههاى عادى اما نه از سنخ علتهاى عادى، بلكه علتى معنوى است كه به موهبت الهى در نفس پيامبر تحقق پيدا مىكند و قابل آموزش نيست.
عصمت وحى در صورتى مىتواند نارسايى دانش بشرى را جبران كند كه از مرحله صدور تا مرحله ابلاغ به مردم، از هر گونه تحريف و دستبرد عمدى و سهوى مصون باشد پس از چه راهى مىتوان اطمينان يافت كه وحى الهى بطور صحيح و سالم به دست مردم رسيده است؟
براى يافتن پاسخ، بايد عصمت و اقسام آن بررسى شود.
تعريف عصمت عصمت عبارت است از مصونيت از گناه و اشتباه. «١»