معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٦٠
نيروهاى نفسانى و شيطانى است، مانند سحر و كهانت و اعمال مرتاضان. قابل ذكر است كه خداوند اراده كرده است مدعيان دروغين نبوت را رسوا كند و بدينسان تلازم معجزه و نبوت امرى خدشه ناپذير است.
علت نياز انبيا به معجزه بعد از اينكه ثابت شد، حكمت الهى اقتضا مىكند كه براى هدايت انسان وحى نازل شود و معلوم شد كه پياده شدن قوانين و برقرارى نظم اجتماعى نيازمند رهبرى افرادى است كه صلاحيت آنان از طرف خداوند امضا شده باشد، يعنى پيامبران، اين مساله مطرح مىشود كه از كجا بدانيم به چه كسى وحى شده است، با آن كه وحى امر محسوسى نيست تا وقتى كه به كسى وحى مىشود، ديگران هم ببينند و متوجه شوند كه او پيامبر شده است پس بايد از راهى بفهميم كه آن شخص استعداد تلقى وحى را دارد و خدا نيز به او وحى كرده است و گرنه حجت بر ماتمام نمىشود و اين يك امر فطرى است كه انسان از كسى كه ادعاى پيامبرى را دارد، نشانه و دليل مطالبه كند. از اين رو قرآن كريم نقل مىكند كه وقتى انبيا به طرف اقوامشان مبعوث مىشدند، آنها مىگفتند:
«فَأْتِ بايَةٍ انْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ» «١» اگر از راستگويان هستى نشانهاى (براى پيامبرى) بياور.
معجزه و اصل عليت كسانى پنداشتهاند كه آوردن معجزه از نظر عقلى ممكن نيست، چون نقض كننده قانون عليت است؛ يعنى امر داير است بين اينكه ما قانون عليت را بپذيريم و معجزه را نفى كنيم و يا معجزه را بپذيريم و قانون عليت را نفى كنيم. اينها مىگويند: به مقتضاى قانون عليت هر معلولى از علت خاص خودش صادر مىشود؛ حرارت از آتش صادر مىشود نه از يخ، همين طور زنده شدن انسان و شفا يافتن مريض و ... همه معلولهايى