معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٥٥
درس ششم: پيرامون وحى، اعجاز و عصمت وحى از نظر لغت و قرآن هر نوع القاى كلام و علم را كه بطور سرّى انجام گيرد، از نظر لغت «١» وحى مىگويند.
اين لفظ در قرآن مجيد در معانى گوناگون به كار رفته است. موارد استعمال اين كلمه در قرآن نشان مىدهد كه قرآن وحى را در رابطه با اشيا و موجودات بسيارى از جمله موجودات زنده، بويژه انسان، به كار مىبرد؛ ولى درجات وحى و هدايت را بر حسب تكامل موجودات متفاوت مىداند. اكنون موارد استعمال وحى را در قرآن بررسى مىكنيم:
١- آشنا ساختن آسمانها به وظايف خود، بطورى كه هر آسمانى به وظيفه تكوينى خود عمل كند؛ مانند:
«فَقَضا هُنَّ سَبْعَ سَمواتٍ فى يَوْمَيْنِ وَ اوْحى فى كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها» «٢» خداوند آن (آسمانى كه دود بود) را در ظرف دو روز به صورت هفت آسمان قرار داد و فرمان (تكوينى) الهى را در مورد هر آسمان به آن وحى كرد.
٢- درك غريزى؛ مانند:
«وَ اوْحى رَبُّكَ الَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذى مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً» «٣» پروردگار تو به زنبور- عسل- وحى نمود كه از كوهها براى خود لانه گيرد.
پس زنبور عسل از طريق فطرت و غريزه، به وظايف خود آشناست كه مىشود آن را قسمى از وحى تكوينى به شمار آورد.