معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٤٠
٣- آگاهى از نوع كارها و تلاشها و افكارى كه انسان را به آن هدف مىرساند يا باز مىدارد، و تشخيص ميزان تأثير مثبت يا منفى هر يك از اعمال و افكار در آن.
٤- علاقه به رشد و تعالى همه انسانها و نداشتن منافع شخصى، حزبى و نژادى ... در وضع قانون.
٥- متأثر نشدن از هيچ عاملى در قانونگذارى.
٦- قدرت ارائه قانونى فراگير و كامل در جهت صلاح زندگى اجتماعى و رشد معنوى افراد بشر.
امّا انسان شرايط فوق را دارا نيست، زيرا آگاهيهاى او بسيار محدود است. قرآن مىفرمايد:
«وَ ما اوُتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ الَّا قَليلًا» «١» شما جز اندكى از علم دريافت نكردهايد.
انسان نه از چگونگى نظام آخرت آگاهى دارد و نه از كيفيت سعادتمندى خود در آن نظام، او به اسرار خلقت و گرايشهاى مادى و معنوى و استعدادهاى خويش بطور كامل آگاه نيست؛ راه جهت دادن به آنها را در رابطه با هدف نهايى نيز نمىداند و آگاهى او از افكار و كارهايى كه او را به هدف مىرساند و يا باز مىدارد اندك است.
و نيز آنچه را بشر درك مىكند و از آن آگاه مىشود، تحت تأثير غرايز مادى و شهوانى شيطانى بىفروغ مىشود و در نتيجه حقايق و ارزشها در نظر انسان وارونه جلوه مىكند و با رنگ پذيرى از محيط و اجتماع و تأثر از حوادث و خودباختگى در برابر شخصيتها، ديدها و بينشهاى خلاف واقع پيدا مىكند و زيبايىها را زشت و زشتىها را زيبا مىپندارد، خوبىها را بد و بديها را خوب مىبيند.
چنين موجودى چگونه مىتواند براى زندگى حقيقى و سعادت ابدى خويش، طرح و برنامه صحيح بريزد تا در دنيا زندگى او انسانى و عقل پسند باشد و در آخرت به كمال مطلوب و خوشبختى دائمى برسد؟ بنابر مقدماتى كه گفتيم، بشر نيازمند پيامبر است و بدون او به كمال مطلوب نمىرسد. «٢»