معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١٢٤
اين آيه اشاره دارد به ادعاى قوم يهود كه خود را از دوستداران حقيقى خدا قلمداد مىكردند. آيه بالا در مورد آنان مىفرمايد: ادعاى دروغين مىكنند، زيرا اگر راست مىگفتند و دوستدار خدا بودند بايد شوق ديدار خدا و آرزوى مرگ را داشته باشند.
شخصى از امام حسن عليه السلام پرسيد: چرا از مرگ مىترسيم؟ فرمود:
«إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ اخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْياكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ إِلَى الْخَرابِ» «١» همانا شما آخرت خود را خراب كرده و دنيايتان را آباد كردهايد، پس ناپسند مىداريد كه از آبادانى به سوى خرابى منتقل گرديد.
لحظه مرگ قرآن كريم درباره لحظه مرگ مىفرمايد:
«وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحيدُ» «٢» لحظه گيجكننده مرگ، بحق فرا رسيد، همان چيزى كه از آن فرار مىكردى.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
«... پس سختيهائى كه به ايشان رو آورد به وصف در نمىآيد ... و او در بين اهل بيت خود با ديده (اضطراب و نگرانى آنها را) مىبيند و با گوش (آه و ناله آنها را) مىشنود و عقلش بجا و فهم و ادراكش برقرار است، بفكر مىافتد كه عمر خود را چسان بسر برده و چگونه روزگارش را گذرانيده و بياد مىآورد مالهايى كه جمع كرده و براى به دست آوردن آنها (از حلال و حرام) چشم پوشيده، و آنها را از جاهايى كه آشكار و مشتبه بوده، به دست آورده، بتحقيق زيانهاى جمع آورى آن اموال دچار او گشته و بر جدائى آنها مطّلع شده، اين اموال بعد از او باقى مىماند براى زندهها كه در آنها متنعم بوده خوش مىگذرانند. پس آن اموال بىمشقت براى غير او است؛ و بار گران آن بر پشت او مىباشد؛ و آن مرد در گرو آن اموال است » «٣»