معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١٠٨
الَّذينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدى يَرْوُونَ حَديثى وَ سُنَّتى فَيُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدى» «١» خدايا جانشينان مرا رحمت كن- و اين سخن را سه مرتبه تكرار فرمود- از ايشان سؤال شد: اى پيامبر جانشينان شما چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بعد از من مىآيند، حديث و سنّت مرا نقل مىكنند و آن را پس از من به مردم مىآموزند.
اين حديث شامل افرادى مىشود كه احكام اسلام را بيان كرده و علوم اسلامى را گسترش مىدهند؛ و سنّت رسول اكرم (ص) را به مردم آموزش داده و بطور كلّى اسلام را در ميان مردم بسط و نشر مىدهند. منظور پيامبر از بيان لفظ «خليفه» و خصوصياتى كه براى خليفه خويش طرح كردهاند، كسانى نيستند كه شغل آنها تنها نقل حديث و تاريخ اسلام باشد، ولى مجتهد نباشند و قدرت استنباط و استخراج احكام الهى را از قرآن و روايات نداشته باشند.
منظور از خلفا در اين روايت، فقهاى عادل هستند كه مىتوانند احكام و قوانين الهى را از قرآن و روايات رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام استنباط نموده و براى ديگران بيان كنند. آنها هستند كه احكام واقعى را از غير واقعى و رواياتى را كه از روى تقيه صادر شده، از روايات ديگر تميز مىدهند و همانها قادرند كه در مواقع تعارض روايات و ادله و در طول بررسيهاى ديگر خود، حكم اسلامى را استنباط نموده و آنها را به مردم تعليم دهند و از آنجا كه، پيامبر (ص) كلمه «خليفه» را بكار برده است و يكى از شؤون پيامبر (ص) زعامت و حكومت مىباشد، بنابراين خليفه پيامبر (ص) هم در اين شأن (زعامت و رهبرى) جانشين ايشان بوده و از اين ولايت برخوردار است.
امام خمينى (ره) مىفرمايد:
«و امّا دلالت حديث شريف بر ولايت فقيه نبايد جاى ترديد باشد، زيرا خلافت، همان جانشينى در تمام شؤون نبوت است ... و جمله «الَّذينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدى وَ يَرْوُونَ حَديثى» معرّفى خلفاست نه معنى خلافت، زيرا معنى خلافت در صدر اسلام امر مجهولى نبوده است كه محتاج بيان باشد و «سائل» نيز معنى خلافت را نپرسيد بلكه اشخاص را خواست معرفى فرمايد و ايشان را با اين وصف معرفى فرمودند.» «٢»