كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٧
مىگردد در محتوا و نمود، داراى مختصات فرهنگى است و بر تحول ارگانيك دلالت دارد.
هدف از توسعه ايجاد زندگى پرثمرهاى است كه توسط فرهنگ تعريف مىشود. بنابراين، توسعه دستيابى فزاينده انسان به ارزشهاى فرهنگى خود است. اين مفهوم بر معانى زير تأكيد دارد: اولًا توسعه يك فرايند است نه وضع ايستا؛ ثانياً اين فرايند در نهايت به ارزشها مربوط مىشود؛ ثالثاً اين ارزشها، ارزشهاى مردمانى است كه تعلّق به جهان غرب يا جهان ديگرى ندارد. «١» ميسرا در واقع توسعه را فرآيندى مىداند كه سبب شكوفايى كامل توانايى ذاتى انسان مىشود. براساس تعريف وى از توسعه، مدلها و الگوهاى آن نه وام گرفتنى است و نه تحميل كردنى، بلكه تنها توسط هر قوم و ملتى ساختنى است.
مايكل تودارو، اقتصاددان غربى نيز در تعريف توسعه گفته است:
توسعه را بايد جريانى چند بعدى دانست كه مستلزم تغييرات اساسى در ساخت اجتماعى، طرز تلقى عامه مردم و نهادهاى ملى و نيز تسريع رشد اقتصادى، كاهش نابرابرى و ريشهكن ساختن فقر مطلق است. توسعه در اصل بايد نشان دهد كه مجموعه نظام اجتماعى هماهنگ با نيازهاى متنوع اساسى و خواستههاى افراد و گروههاى اجتماعى در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگى گذشته خارج شده و به سوى وضع يا حالتى از زندگى كه از نظر مادّى و معنوى بهتر است، سوق مىيابد. «٢» برخى از پژوهشگران داخلى نيز توسعه را با ابعادى فراگير و ارزشىتر مورد توجه قرار دادهاند. به همين دليل در تعاريف خود از توسعه، آوردهاند:
توسعه، فرايندى است كه متضمن بهبود مداوم در همه عرصههاى زندگى انسانى، اعم از مادى و معنوى و بهبود بنيانهاى اقتصادى، اجتماعى و سياسى مىباشد كه انسان در اين فرايند به حياتى با عزّت نفس و اتكا به خود همراه با گسترش دايره انتخاب ... دست مىيابد. «٣» توسعه، فرايندى است كه زمينه شكوفايى استعدادهاى گوناگون انسان را فراهم مىسازد و در