كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٨
رفتارهاى پسنديده و ناپسند و هنجارهاى اخلاقى بحث مىشود و هنگامى كه گفته مىشود مباحث «اخلاقى»، مقصود مباحثى است كه به اين علم مربوط است.
- گاه مقصود از اخلاق، مباحث فلسفى مربوط به حوزه اخلاق است؛ مباحثى از قبيل تحليل مفاهيم اخلاقى، پيش فرضهاى تصورى و تصديقى اخلاق، بحث از قواعد كلى و اصول بنيادى اخلاق، بررسى نقش عقل، احساسات و عواطف و نيّت در اخلاق، مسئوليت اخلاقى و مانند آن.
دو كاربرد اخير مفهوم اخلاق، يعنى «علم اخلاق» و «فلسفه اخلاق» مربوط به حوزههاى معرفتىاند و در واقع نوعى تجزيه و تحليل مفاهيم اخلاقى به شمار مىآيند. «١» روشن است كه مراد از اخلاق مورد بحث در اين نوشتار همان سه معناى نخست است؛ زيرا دو قسم اخير اساساً از مقوله معنا نيستند بلكه- چنان كه اشارت رفت- نوعى روش و شيوه بحث درباره مفاهيم اخلاقى است. «٢» خاستگاه مفاهيم اخلاقى خاستگاه مفاهيم اخلاقى، نفس و روح آدمى است و ريشه در ذات و فطرت پاك و اصيل انسان دارد «٣»، كه روانشناسان و جامعهشناسان از آن به «وجدان اخلاقى» يا «نداى وجدان» يا «حس مذهبى» و يا «بعد چهارم» روح انسان تعبير مىكنند. «٤» وجدان آدمى داراى يك رشته احكام پيشين است كه از راه حس و تجربه به دست نيامده است بلكه جزء سرشت و نوع آفرينش او است؛ مثلًا فرمان به اينكه «راست بگو» و يا «دروغ مگو»، فرمانى است كه پيش از آنكه انسان تجربهاى درباره راست و دروغ داشته باشد و نتيجه راستى و