كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١٣
اين آيه از اهميت بسيار مهم امور مالى و اقتصادى از ديدگاه اسلام خبر مىدهد؛ زيرا با وجود جرائم و گناهان گسترده و مهم ديگر رهبانان و دانشمندان فاسد اهل كتاب، بر جرائم مالى آنها دست مىگذارد و آن را به عنوان خبر حسّاس و مهم، به مؤمنان گزارش مىدهد.
علامه طباطبايى پس از يادآورى اين نكته مىنويسد:
مهمترين چيزى كه جامعه انسانى را بر اساس خود پايدار مىدارد، اقتصاديات جامعه است كه خدا آن را مايه قوام اجتماعى قرار داده؛ و ما اگر انواع گناهان و جرائم و جنايات و تعّديات و مظالم را دقيقاً آمارگيرى كنيم و به جستجوى علّت آن بپردازيم خواهيم ديد كه علّت بروز تمامى آنها يكى از دو چيز است: يا فقر مفرطى است كه انسان را به اختلاس اموال مردم از راه دزدى، راهزنى، آدم كشى، گران فروشى، كم فروشى، غصب و ساير تعديات وامى دارد؛ و يا ثروت بى حساب است كه انسان را به اسراف و ولخرجى در خوردن، نوشيدن، پوشيدن، تهيه مسكن و همسر و بى بند و بارى در شهوات، هتك حرمتها، تجاوز به جان، مال و ناموس ديگران وا مىدارد. «١» در روايات نيز از يك سو، كارهاى اقتصادى مشروع به عنوان عبادت تلقى شدهاند «٢» و از سوى ديگر، انجام وظايف دينى و عبادت- مستقيم يا غير مستقيم «٣»- وابسته به امور اقتصادىاند و ارتباط ناگسستنى با آن دارند. «٤» توضيح آنكه، آموزههاى اقتصادى اسلام را مىتوان به سه نوع تقسيم كرد:
اول. آموزه هايى كه بيانگر فلسفه اقتصاد اسلامى و مسائل مربوط به جهان بينى اسلام و زير بناى فكرى نظام اقتصادى اسلام هستند؛ مانند اعتقاد به مالكيت حقيقى خدا، حاكميت سنتهاى الهى، كافى نبودن عقل در تشخيص مصالح و مفاسد و مانند آن.»