كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١١
عناصر نظام اقتصادى به طور مستقيم اثر يافته از انديشههاى كلان مكتب اقتصادى اند كه با استفاده از تحليلهاى علم اقتصاد، تعيين مىشوند.
«سيستم اقتصادى» نيز عبارت است از اسلوبى كه جامعه ترجيح مىدهد در حيات اقتصادى و حل معضلات عملى خويش از آن پيروى كند. «١» با دقت در تعريف مكتب اقتصادى و سيستم اقتصادى، روشن مىشود كه ميان اين دو، تفاوت ماهوى وجود ندارد گرچه شايد تفاوت ظاهرى و لفظى داشته باشند. اكنون بايد معناى اقتصاد در اسلام را بازشناسيم و جايگاه آن را روشن سازيم.
جايگاه اقتصاد در اسلام جدا ناپذيرى دين و دنيا در اسلام «٢» بى گمان جدايى ناپذيرى زندگى دنيوى از زندگى اخروى و مسائل اقتصادى و مسائل ديگر زندگى دنيوى را نيز در بر مىگيرد و موجب پيوند دين و دنيا در عرصه اقتصاد نيز مىشود. به گفته استاد شهيد مطهرى، زندگى يك واحد به هم پيوسته است و همه شئون و ابعاد آن، آميخته با يكديگر ند. صلاح و فساد در هر يك از كلام جديد ١١٦ ٢. اقتصاد اسلامى آميخته با معنويت و اخلاق است:
ص : ١١٥ شئون و ابعاد زندگى، در ساير شئون نيز مؤثر است. ممكن نيست فرهنگ، سياست، قضاوت، اخلاق، تربيت و اقتصاد جامعهاى فاسد و تباه باشد، اما دينش سالم بماند و بالعكس. اگر فرض كنيم دين تنها رفتن به مسجد و كليسا و نماز خواندن و روزه گرفتن است، ممكن است كسى ادعا كند كه مسئله دين از ساير مسائل جداست، ولى اين مدّعا درباره اسلام صادق نيست. «٣» با نگاهى هر چند گذرا به متون اسلامى، روشن مىشود كه ميان دين اسلام و اقتصاد پيوند عميق و تأثير دو سويه وجود دارد. «٤» قرآن كريم، اصلاح امور اقتصادى جامعه را كنار دعوت