كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٣
٢. ديگر از ادعاهاى مهم طرفداران نظريه جدايى سياست از دين، عارى دانستن متون دينى ازمفاهيم سياسى مصطلح امروز است. على عبدالرّازق مصرى مىنويسد:
هيچ كدام از اصطلاحات همچون امامت، خلافت، بيعت، اولى الامر، امّت و جماعت كه در آيات و روايات به كار رفتهاند به آن معنى كه امروز آميخته با مفهوم سياست و دولت تفسير مىشوند مورد نظر نبوده است. معانى و تفسيرهاى سياسى كه براى اينگونه مقولههاى شرعى ارائه مىشود ... جملگى مفاهيم و معانى جديدى هستند كه اطلاق آن واژهها بر اين معانى منوط بر آن است كه در زمان نزول آيات و صدور روايات چنين معانى از آنها استفاده و استنباط شوند، در حالى كه اثبات چنين امرى امكانپذير نيست. «١» الصادق البلعيد، نويسنده معاصر عربى نيز پا را جلوتر گذاشته و حتى منكر وجود هر گونه مفاهيم سياسى در قرآن شده است. او مىگويد:
قرآن كريم به طور كلى فاقد تصاوير مهم سياسى است. كلمه سياست و مشتقّات آن در قرآن، حتى براى يك بار هم نيامده است. كلمات دولت، حكومت، سلطه و خلافت نيز در قرآن نيامده است. گرچه مشتقّات اين كلمات نظير حكم، سلطان و خليفه در قرآن آمده، اما مفاهيم آنها نيز فاقد بعد سياسى است. اين امر دلالت دارد كه قرآن ذاتاً به مجادلات سياسى واجتماعى نپرداخته است. «٢» اين ادعا كه متون اسلامى و به ويژه قرآن كريم فاقد مفاهيم سياسى است، دور از حقيقت است. در قرآن آيات فراوانى است كه بر مفاهيم سياسى و اجتماعى مصطلح امروز تصريح كرده است. مراد از مفاهيم سياسى مصطلح امروز نيز چيزى جز همان معنا يا معانىاى كه پيشتر براى واژه سياست و واژههاى همخانواده آن ارائه كرديم، نيست، كه معناى جامع و محورى آن عبارت است از: رهبرى و مديريت جامعه و اعمال حاكميت و ولايت در شئون گوناگون زندگى جمعى در ابعاد مختلف است. اين معنا از سياست در ابعاد برشمرده آن در قرآن فراوان آمده است. از جمله: