كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٥
فصل هشتم: سياست و دين از مسائل فكرى سياسى روز، كه ضرورى است با نگرش كلامى بحث و بررسى شود، مسئله «سياست و دين» است. اهميت اين مسئله از آن روست كه راه ورود به مباحث حكومت دينى است و از سوى برخى- به دليل جدا انگارى سياست و دين- با چالش رو به رو شده است.
اثبات مشروعيت و حقانيت حكومت دينى مبتنى بر اثبات پيوند ميان سياست و دين است.
پرسشهاى اصلى اين فصل عبارتاند از: رابطه سياست و دين چگونه است؟ آيا سياست از دين جداست و آنها هيچ ارتباط و پيوندى با هم ندارند؟ در صورت وجود ارتباط، نوع آن چگونه است؟ آيا سياست جزئى از دين است يا دين تحت سيطره سياست است؟ رابطه سياست و دين در اسلام چگونه است؟
در اين فصل به پاسخگويى پرسشهاى ياد شده مىپردازيم. پيش از ورود به اصل بحث بايد ديد مفهوم درست سياست چيست.
مفهوم سياست واژه «سياست» از ريشه «سوسَ» و «ساس» است به معناى رعيتدارى، اصلاح امور مردم، تأديب، تربيت، سرپرستى امور، حكم راندن بر رعيت، عدالت، داورى، سزا، جزا و تنبيه است و در اصل براى نگهدارى چارپايان و رام كردن حيوانات به كار مىرفته است. «١» در اصطلاح، معانى و تعاريف گوناگونى براى سياست ارائه كردهاند؛ از جمله: علم كسب و