كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٢
محور قرار دادن «اعلاميه جهانى حقوق بشر»، «١» همه تكاليف دينى را به بهانه اينكه با حقوق انسان ناسازگار است و آن را نقض مىكند، نفى و رد مىكنند.
يكى از اين گروه روشنفكران و نويسندگان، با تقسيم انسان به انسان قديم و سنّتى و انسان جديد و مدرن، مىگويد: «زبان دين، زبان تكليف است «٢» بشر امروز (: انسان مدرن) بر حقوق آدميان تأكيد مىورزد و حتى خويش را طلبكار خداوند مىشناسد. «٣» ديگرى مىگويد:
«حقوق بشر، هم بر دين مقدم است و هم بر قانون اساسى». «٤» يكى ديگر از اين گروه روشنفكران و نويسندگان، با تأكيد فراوان بر اعتبار مطلق اعلاميه جهانى حقوق بشر، آن را موجب پيدايش حقوق اساسى در دوران جديد دانسته، مىگويد: «به دليل فقدان اينگونه حقوق در آموزههاى اسلامى، ما مسلمانان ناگزير به پذيرش بدون چون و چراى حقوق بشر غربى هستيم، در غير اينصورت از فرهنگ و تمدن مدرن پس مىمانيم». «٥» و «٦» به راستى آيا تكاليف دينى با مسئله حق و حقوق ناسازگار است؟ و آيا اساساً دين حقوق انسانى را بر نمىتابد كه اينان اين گونه به داورى نشستهاند؟ «٧»