كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٣
شهروندان مدرن غربى با ويژگيهاى ياد شده استوار است. امروزه ما شاهديم كه نمايندگان آنان در پارلمانهاى خود نيز نمىتوانند قوانينى فراتر از قوانين طبيعى و تكوينى تصويب كنند و حقوق طبيعى و تكوينى خواسته شده شهروندانشان را ناديده بگيرند. «١» توضيح آنكه آزادى رايج در غرب دو اشكال عمده دارد: اشكال محتوايى و اشكال مصداقى.
اشكال محتوايى اين است كه آنان به رغم سخن گفتن از آزادى مطلق و فراگير انسان، اما در عمل آن را محدود مىكنند و از جمله محدوديتها آزاد نبودن شهروندان در دخالت دادن دين در امور سياسى و اجتماعى و تظاهر به دين دارى و نيز مبارزه شديد با مظاهر دين دارى است اما اشكال مصداقى اين است كه اين آزادى ادعايى را فقط براى شهروندان درجه يك خود قائلند و براى ديگر شهروندان خود و مردم ساير كشورها و ملتها چنين آزادى و حقوقى را برنمىتابند و آزادى آنها را چنين تفسير مىكنند كه آزادند پيرو بى چون و چراى خواستهاى غرب باشند و لاغير! اما اسلام آزادى انسان را مطلق و برخاسته از صرف اراده تكوينى خداوند و دور از اراده تشريعى او نمىداند. بنابر تعاليم اسلامى، آدمى به اقتضاى اراده تكوينى خداوند و نظام تكوين آزاد و رها است، ولى اين هرگز به آن معنا نيست كه انسان در مرحله تشريع نيز آزادى مطلق دارد و به هر سو و هر عقيده و عملى كه ميل كند خداوند نيز به اين ميل و انتخاب ارج نهد. به همين دليل، در تفكر اسلامى آزادى تكوينى در كنار آزادى تشريعى قابل تفسير است. «٢» در مباحث بعدى معناى دقيق آزادى مورد نظر اسلام آشكارتر خواهد شد؛ ولى تعريف كوتاه آزادى در نظر اسلام اين است: «انسان اختيار دارد كه از آزاديها و حقوق تكوينى و خدادادىاش همسو با اراده تشريعى الهى در جهت رسيدن به رستگارى و سعادت استفاده كند.» خاستگاه آزادى در اينكه آزادى، خواست درونى و اقتضاى ذاتى انسان و بلكه همه موجودات زنده و داراى حيات است، جاى هيچ ترديدى نيست؛ زيرا- اشارت رفت كه- آزادى يكى از لوازم حيات و