كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨٠
به نظر مىرسد علم به اين معنا در بحث علم و ايمان مد نظر باشد؛ زيرا بررسى گفتار بزرگان علما- به ويژه آنها كه علم و ايمان را يكى مىدانند- نشان مىدهد كه مراد از علم در مسئله «علم و ايمان»، شناخت مجموعه معتقدات و مسائل دينى (در سه بخش عقيده، اخلاق و احكام) است كه به نام «معرفت دينى و ايمانى» هم شهرت دارد و اين شناخت و علم برابر با ايمان است كه در اصطلاح به آن «يقين» مىگويند؛ زيرا مطابق با واقع و زوالناپذير است. اين بدان سبب است كه ايمان به آنچه عقل نسبت به آن شناخت و باور قطعى دارد، همان ايمان راستين پايدار است، برخلاف ايمانى كه مبتنى بر شناخت حسى، خيالى و يا وهمى باشد كه از ثبات و دوام برخوردار نبوده و سست و ناپايدار است. «١» ملا محسن فيض كاشانى در اين باره مىنويسد:
مراد از علم، علم دين است؛ يعنى شناخت خداى سبحان، فرشتگان الهى، كتابهاى آسمانى، پيامبران الهى و روز قيامت بازگشت ايمان به علم است و از آن ناشى مىشود؛ زيرا ايمان عبارت است از تصديق به يك چيز، آن گونه كه هست و اين معنا مستلزم آن است كه تصورى در حد توان از آن چيز موجود باشد و معناى علم نيز همين است و كفر، كه به معناى پرده و پوشش است، در برابر ايمان قرار دارد و بازگشت آن به جهل و نادانى است و از آنجا سرچشمه مىگيرد ...
اين علم همان است كه خداوند به پيامبرش فرمان مىدهد «٢» آن را از خدا طلب كند. «٣» آيتاللَّه حسنزاده آملى هم مىگويد:
علم، معرفت واقعى به مصنّف كتاب هستى و كلمات وجودى آن به قدر طاقت بشرى است ... «٤» علامه سيد محمدحسين طباطبائى نيز در ذيل آيه ٩ از سوره زمر (قُلْ هَلْ يَسْتَوى ...) مىنويسد:
در اين آيه شريفه علم داشتن و نداشتن هر دو مطلق آمده و نفرموده علم به چه چيزى، ولى مراد از آن برحسب مورد آيه، علم به خداست، چون علم به خداست كه آدمى را به كمال مىرساند و سودمند (به حال انسان) به معناى واقعى كلمه مىباشد و نداشتن آن نيز ضرر مىرساند. اما علوم ديگر مانند مال هستند كه تنها در زندگى دنيا به درد مىخورد و با فناى دنيا فانى مىشود. «٥»