كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٨
فصل هفتم: اقتصاد و دين رابطه اقتصاد و دين چگونه است؟ آيا هر يك، تنها به حوزه خاصى از حيات آدمى نظر دارد و با ديگرى ارتباطى ندارد؟ نظر اسلام در اين باره چيست؟ آيا اسلام، آموزه هايى براى اين عرصه دارد و نظامى خاص براى آن پى ريخته است؟ به بيان روشنتر، آيا حقيقتى به نام «اقتصاد اسلامى» داريم يا چنين چيزى ساخته و پرداخته اذهان پيروان اين مكتب آسمانى و الهى است؟ اگر چنين چيزى واقعيت دارد، ويژگىها، مبانى و اهداف آن چيست؟ در اين فصل به اندازه ممكن به اين پرسشها پاسخ خواهيم داد؛ ولى پيش از آن بايد برخى مفاهيم نظير مفهوم اقتصاد و غير آن تبيين شوند.
چيستى اقتصاد «اقتصاد» در لغت از ريشه «قصد» و به معناى اعتدال و ميانه روى و نيز استقامت در راه است. «١» معادل لاتين آن Economy است و از دو كلمه يونانى Oikos (خانه) و Nomos (قانون) گرفته شده است كه در فارسى به «تدبير منزل» ترجمه شده است. «٢» اقتصاد در قرآن كريم نيز به همين معناى اعتدال، ميانه روى و پرهيز از افراط و تفريط آمده است. در مواعظ لقمان به پسرش در قرآن كريم چنين آمده:
وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ. (لقمان: ١٩)
در رفتار خود ميانه رو باش.