كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٢
ارزشى است؛ زيرا با اين تعريف از آزادى، هر نوع كار زشت و ناهنجار اخلاقى- كه در تلقى افراد جامعه زشت شمرده نشود و خلاف قانون نيز نباشد- روا و پسنديده شمرده مىشود و هيچ منع اخلاقى و قانونى ندارد. «١» آزادى به اين معنا امروزه در دنياى مدرن غربى رايج است و رسميت دارد و دولتهاى غربى تلاش فراوانى براى جهانى سازى آن مىكنند، ولى چون انسان را فقط «حيوان سياسى» فرض كرده است كه موجودى رها و آزاد از هرگونه مسئوليتها و تعهدات انسانى و الهى است، هم در دنياى غرب مورد نقد و چالش جدى واقع شده «٢» و هم اينكه مورد پذيرش متفكران اسلامى نيست؛ زيرا با آموزههاى اين آيين آسمانى و مترقّى سازگار نمىباشد.
رازش آشكار است؛ زيرا آزادى انسان را چنين گسترده دانستن موجب ناديده گرفتن مصالح حقيقى انسان و جايگاه و هويت اصيل انسانى او است؛ موجودى كه به عنوان گل سر سبد جهان آفرينش، با رسالتها و مسئوليتهاى بزرگ- به دليل برخوردارى از دو ويژگى منحصر به فرد «عقل و اختيار»- مطرح مىباشد.
آزادى در نگاه ليبراليسم دموكراسى (يا ليبرال دموكراسى)، در عمل تفاوت چندانى با آزادى در نگاه ليبراليسم كلاسيك ندارد؛ زيرا آزادى مورد نظر جان لاك كه مىگويد: «آزادى انسان را چيزى جز قانون طبيعت محدود نمىكند و قدرتى بر او جز قوانين طبيعى (و تكوينى) فرمانروا نيست»، «٣» به واقع، همان آزادى از نوع ليبرال دموكراسى است كه برخواست و اراده