كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨١

ب. واژه ايمان‌ واژه «ايمان»، مصدر باب إفعال از فعل ثلاثى مزيد «آمَنَ يؤمِنُ ايماناً» و بر گرفته از فعل ثلاثى مجرد. «أَمِنَ يَأْمَنُ أَمْناً» است «١». «امْن»، كه ضد خوف است، به معناى امنيت، آرامش، سكون و اطمينان است؛ چنان كه در قرآن كريم آمده است: «مِن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» «٢» بنابراين، واژه ايمان اگر متعدى به نفسه شود به معناى ضد خوف و امنيت است؛ اما اگر متعدى به با يا لام شود، به معناى تصديق، باور، قبول و مانند آن است؛ مانند آيه «وَ ما انْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا». «٣» با توجه به معناى ريشه اصلى ايمان، كه امنيت و آرامش است، معناى دقيق واژه ايمان، تصديق همراه با آرامش و اطمينان است. «٤» از اين رو، صرف تصديق و يا باور، گوياى معناى دقيق لغت ايمان نيست.
معناى اصطلاحى ايمان، محل اختلاف است. بررسيها نشان مى‌دهد كه بيشتر علما و متكلمان اسلامى از شيعه «٥» و سنّى،» ايمان را به معناى «تصديق قلبى» همراه اقرار زبانى يا بدون اقرار زبانى دانسته‌اند. به عنوان نمونه، فيض كاشانى، بر آن است كه «ايمان عبارت است از تصديق يك چيز آن گونه كه هست». «٧» اين همان تصديق منطقى است كه پيشتر از آن سخن رفت.
خواجه نصير طوسى نيز در تعريف ايمان مى‌گويد:
ايمان، عبارت است از تصديق به قلب و زبان با هم و وجود يكى از اين دو براى تحقيق ايمان كافى نيست. كافى نبودن تصديق قل كلام جديد ٨٦ الف. وحدت ص : ٨٤ بى از آن رو است كه پروردگار متعال مى‌فرمايد: آن (آيات خدا) را از روى ستم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند. «٨» و اما كافى‌