كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٩
پايمال كرد» «١» و اظهارات مانند آن كه در روزنامهها و مجلّات مربوط به اين دسته از روشنفكران فراوان آمده است. «٢» پرسشهايى كه درباره اين گونه اظهارات پديد مىآيد و لازم است كه اينان به آن پاسخ روشن و قانع كنندهاى بدهند، عبارت از اينهاست: آيا واقعاً آزادى، مطلق و امرى فرا دينى است؟ گيريم كه آزادى امرى فرا دينى و مقدم بر آن باشد، اما چگونه مىتوان پذيرفت كه بر قانون اساسى كشورها و از جمله كشور ما كه ميثاق ملى و پايه و اساس جامعه و عامل نظم، امنيت و سلامت اجتماعى است، مقدم است؟ آيا حتى در جوامع ليبراليستى آزادى به صورت مطلق و بدون ضابطه و قانون وجود دارد؟ آيا ترويج اين گونه آزادى، دامن زدن به نوعى آنارشيسم و گسيختگى اجتماعى نيست؟ آيا اگر هر شهروندى بخواهد اين آزادى مطلق را كه به ادعاى آنها حق مسلم و طبيعى هر شهروندى است، مطالبه و اجرا نمايد، موجب محدوديت براى آزادى ديگران و تضييع حقوق آنان نخواهد شد و ...؟
در اين فصل برآنيم تا رابطه دين و آزادى را روشن كنيم. به اين منظور بايد ديد مفهوم دقيق آزادى چيست و خاستگاه آن كجاست و آزادى در دين چه جايگاهى دارد و آيا اساساً آزادى به هر شكل و مقدارش قابل دست يابى و يا به مصلحت انسان است؟
مفهوم آزادى با همه احترام، اعتبار و اهميّتى كه تمام ملل دنيا و به ويژه دانشمندان، فيلسوفان، جامعه شناسان براى آزادى قائل اند، در ارائه مفهوم آزادى اتّفاق نظرى وجود ندارد و هر كس از آزادى يك معناى خاصّى را اراده مىكند. از اين رو، آزادى مشترك لفظى است و داراى معانى متعدد و متفاوتى است.
از علل تفاوت معنايى مقوله آزادى، تأثير پذيرى مفهوم آزادى از فرهنگهاى ملل دنيا و