كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٨
با اين توضيحات به چرايى و يا فلسفه تكليف دينى مىپردازيم و گوشههايى از گفتار انديشمندان اسلامى را در اين باره ارائه مىكنيم.
توضيح آنكه عموم انديشمندان و متكلمان اسلامى، فلسفه تكليف دينى را با اصل توحيد و نبوت و نيز فلسفه تشريع اديان و شرايع آسمانى مرتبط مىدانند و با پذيرش اصل دين قابل توجيه مىشمارند. به اين بيان كه مىگويند ما وقتى به برترى جهان بينى توحيدى بر ساير جهان بينىها و نيز برترى اديان و شرايع آسمانى اصيل و به ويژه اسلام بر ساير مكاتب- بادليل و برهان- پى برديم، «١» به خودى خود پاسخ اين گونه ايرادات بر تكاليف دينى داده خواهد شد و اساساً جايى براى طرح اين گونه اشكالات و نقدها بر تكاليف دينى باقى نمىماند، مگر اينكه در اصل دين و نبّوت و ضرورت آن ترديد و ايراد داشته باشيم.
راز اينكه دانشمندان و متكلمان اسلامى در مقام بيان چرايى و فلسفه تكليف دينى و يا به تعبير خود آنان در ارائه جهات حسن تكليف دينى، بر ضرورت اصل نبّوت و دين استدلال كرده، فلسفه تكليف دينى را به تبع آن توجيه مىكنند، همين است. «٢» در اينجا به دو تقرير از دليل اثبات ضرورت تشريع آسمانى و فلسفه تكاليف دينى به طور اجمال اشاره مىشود. تقرير اول از شهيد اول است. خلاصه تقرير شهيد در اين باره چنين است: انسان مدنى بالطبع است و ناگزير به حمايت و يارى رساندن از سوى افراد اجتماع براى برآوردن نيازمنديهايش براى بقا و ادامه زندگى است؛ زيرا به تنهايى قادر به تأمين خواستهها و رفع نيازمنديهايش نيست. در روابط اجتماعى نيز به اقتضاى طبع حيوانى و غرائز نفس سركش، هركس مىكوشد تا منافع و مصالح خويش را حق و درست و منافع و مصالح ديگران را باطل جلوه دهد. اين خود زمينه اصطكاك منافع و درگيرى و در نتيجه هرج و مرج اجتماعى را همراه مىآورد.