كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٨
پس مؤمن يا كافر بودن انسان تابع خواست و اراده خود اوست. گرچه از نظر تشريعى آنچه خواست و رضاى خداست، ايمان است نه كفر، زيرا خداوند براى بندگانش كفر را نمىپسندد، «١» ولى از نظر تصميمگيرى و انتخاب، انسان مىتواند جانب ايمان يا كفر را برگزيند و اين همان آزادى تكوينى است.
روشن است كه توانايى و اختيار تكوينى انسان، خود از مظاهر اراده و مشيّت الهى است، چرا كه هستى انسان و ويژگيهاى وجودى او معلول و مخلوق خداست. بدين جهت فرضيه تفويض (يا به خود وانهادگى انسان)، چنان كه معتزله پنداشتهاند، بى پايه و نادرست است.
انسان همان گونه كه در اصل هستى خود استقلال ندارد، در تأثير گذارى، توانايى و مشيت نيز مستقل و به خود وانهاده نيست؛ و اين است مفاد آياتى كه بر وابستگى مشيّت انسان به مشيت خداوند تأكيد دارد:
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ. (تكوير: ٢٩)
٢. آزادى انديشه:
از بنيادىترين سرمايههاى وجودى انسان و امتيازش از حيوانات، قدرت انديشه و تفكر اوست. از جنبه ارزشى، انديشه و تفكر به دو گونه مثبت و منفى، سازنده و ويرانگر تقسيم مىشود و طبعاً آنچه را دين تأييد مىكند و ارج مىنهد، همان انديشيدن و تفكر مثبت و سازنده است؛ مانند تفكر در نظام آفرينش، تفكر براى كشف و اختراع ابزار و وسايل مورد نياز زندگى بشر و نظاير آن. اين گونه تفكر از ارزش بالايى برخوردار است، تا آنجا كه از آن به عنوان برترين عبادت ياد شده است. «٢» قرآن كريم نيز از آنان كه در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و از اين طريق به حكيمانه بودن آفرينش پى مىبرند، با عنوان «انديشمندان» ياد كرده و آنان را ستوده است. «٣» ولى اگر آزادى انديشه انسان موجب از ميان رفتن آزادى معنوى او گردد- كه خواهيم گفت از برترين گونههاى آزادى از منظر دين است- به اين صورت كه انسان قوه فكر و خيال