كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٠
قرآن كريم در اين آيه نمىفرمايد كه خداوند زمين را آباد كرده و در اختيار شما گذاشته است، بلكه اين وظيفه را بر عهده انسانها مىداند تا با كار و كوشش خود از منابع و امكانات آن بهره گيرند و به آبادانى زمين بپردازند. روشن است كه آبادانى به معناى جامع آن، همان توسعه است.
اميرمؤمنان على (ع) درباره هبوط حضرت آدم (ع) به زمين فرموده است:
فَاهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوبَةِ لِيَعْمُرَ أَرْضَهُ بِنَسْلِهِ. «١» خداوند آدم را پس از توبه به زمين فرود آورد تا با نسل خود زمين را آباد كند.
با توجه به اينكه انسان در آموزههاى اسلامى و قرآنى، خليفة اللَّه است و اين خلافت تك بعدى نيست و از آن سوى، واژه عمران نيز در تعاليم دينى، مفهوم و ابعاد گستردهاى دارد، مىتوان گفت كه عمران معادل واژه «توسعه» در مفهوم امروزى آن است. براى همين، عمران نيز داراى ابعاد گوناگونى است كه بعد مادى و توسعه اقتصادى يكى از ابعاد آن است.
بعد ديگر آن، بعد معنوى است؛ چنان كه در روايات معراجيه آمده است كه خداوند فرمود:
من زمينم را توسط قائم شما با تسبيح و تقديس و تحليل و تكبير و تمجيدم، آباد مىكنم. «٢» بعد ديگر عمران و آبادانى در فرهنگ دينى، بعد عاطفى- انسانى (: توسعه اجتماعى) است. در روايتى از امام صادق (ع) آمده است كه نيكى با همسايگان و ديدار بستگان و نزديكان، مايه افزايش عمر آدميان و آبادانى سرزمينهاست. «٣» بعد ديگر عمران و آبادى، توسعه سياسى و اجتماعى است؛ چنان كه حضرت على (ع) در نامه مشهورش به مالك اشتر نخعى، او را به اصلاح امور مردم و عمران و آبادانى سرزمين مصر امر مىكند و اين كار را مايه تحمل و درك سياسى بيشتر مردم و دوام حكومت مىشمارد. «٤» افزون بر واژه عمران، در روايات دينى از خود واژه توسعه و سعه و مانند آن نيز سخن رفته است. روايت زير از اميرمؤمنان على (ع) از اين نمونه است: