كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٢
فصل ششم: توسعه و دين آيا دين با توسعه سازگار است و آن را تأييد و ترويج مىكند؟ نگاه اسلام به عنوان يك دين آسمانى و جاويد به فرآيند توسعه و توسعه يافتگى چگونه است؟ در صورت پاسخ مثبت، اين سازگارى و تأييد در چه حد و سطحى است؟ آيا توسعه مورد نظر دين- و به ويژه اسلام- با توسعه مدرن رايج در جوامع پيشرفته تفاوت دارد؟ تفاوتها و ويژگىهاى توسعه مورد نظر دين (و اسلام) چيست؟ آيا دين الگوها و مدلهاى موجود توسعه يافتگى را مىپذيرد؟
در صورت توسعه پذيرى دين، چرا برخى نويسندگان و روشنفكران، در صدد نفى توسعهپذير بودن دين بر آمدهاند و مىكوشند تا القا كنند كه تنها راه سعادت و پيشرفت، همراهى بدون چون و چرا با توسعه مدرن و سازگار كردن دين و فرهنگ بومى با فرايند توسعه يافتگى وارداتى است؟ در اين فصل در صدد پاسخ گويى به اين پرسشها هستيم.
دين و توسعه مهمترين مسئله در اين بحث آن است كه آيا دين با توسعه سازگار است يا ناسازگار؟ براى ارائه پاسخى استوار و دقيق به آن، در آغاز لازم است پاسخهاى ديگران را بررسى كنيم.
پاسخ دهندگان به اين پرسش را مىتوان در دو گروه فكرى فرهنگى دستهبندى كرد: يك گروه، طرفداران دين و دين ورزان اند كه با استناد به برخى دلايل و شواهد مىگويند دين نه تنها با توسعه و پيشرفت ناسازگار نيست، بلكه توسعه پرور است و در صورتى كه خوب فهم شود و به درستى تمام ابعاد و آموزههاى آن به اجرا درآيد، بدون ترديد جامعه به سوى ترّقى و پيشرفت همه جانبه پيش مىرود و تمدن دينى نوينى پديد مىآيد.