كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٠
مىكرد.
نيز آياتى هست كه مؤمنان را از ارتكاب اعمال زشت بر حذر مىدارند و مرتكبان آن را وعده كيفر سخت و عذاب دردناك مىدهند. «١» اين گونه آيات نشان مىدهند كه ايمان با ترك اعمال نيك و انجام اعمال زشت، سازگار است و در هر دو حالت وجود دارد.
نيز آياتى كه اعمال صالح را مايه نجات و رستگارى مؤمنان اعلام مىكنند، نظير آيه زير:
وَ مَنْ عَمِلَ صالحاً مِنْ ذَكَرٍ اوْانْثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاولئكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ.
(مؤمن: ٤٠)
آنان كه كار شايستهاى انجام دهند، خواه مرد باشند يا زن، در حالى كه مؤمن اند، وارد بهشت مىشوند و در آن، روزى بى حسابى به آنها داده خواهد شد.
نيز آياتى مانند آيات ١٠ سوره فاطر و ٣- ٤ سوره انفال كه به صراحت بر تأثير اعمال در تكامل ايمان تأكيد ورزيدهاند.
بنابراين، روشن مىشود كه عمل مقوّم ايمان نيست و در تحقق مفهوم و ماهيت آن نقش ندارد. با اين حال، چنين نيست كه ايمان به كلى از عمل بى نياز باشد و بود و نبود آن براى ايمان تفاوتى نداشته باشد؛ زيرا ايمان و عمل نيازمند يكديگرند به اين صورت كه عمل گرچه جزء حقيقت ايمان (ابتدايى) نيست، ولى جزء ايمان كمالى است و براى ثمر بخشى ايمان در دنيا و آخرت، بايد عمل هم باشد؛ «٢» همچنان كه عمل هم نيازمند ايمان است؛ زيرا اعمال نيك مشروط به وجود ايمان درست اند. «٣» قرآن كريم نيز به اين حقيقت تصريح كرده است؛ «٤» چون ايمان بدون عمل مانند درخت بدون ثمر است، عمل بدون ايمان نيز مانند نهال بىريشه است.
اما با توجه به اينكه عمل در تحقق ايمان نقش ندارد، چرا در برخى روايات، در تعريف ايمان، عمل هم مطرح شده است؟ علما پاسخ دادهاند كه اين گونه روايات، در رّد فرقه مُرجِئِه از اهل سنّت وارد شدهاند كه معتقد بودهاند صرف ايمان قلبى و اقرار زبانى در نجات و رستگارى انسان مؤمن كافى است و اصلًا نيازى به عمل نيست. «٥» پيشوايان معصوم (ع) در روايات