كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨٧
هم اينكه در بسيارى از آيات «١» و روايات «٢» به آن تصريح شده است. همچنين در برخى آيات «٣» و روايات «٤» از عناصر ديگرى نظير محبت و عشق رضا وتسليم نيز ياد شده كه در حقيقت ايمان راستين نهفته است.
بنابراين، مىتوان گفت كه برخلاف نظر طرفداران ديدگاه «وحدت و برابرى علم و ايمان»، ايمان، علمى است كه به زيور تسليم، رضا، اطمينان و سكون، محبّت و عشق آراسته است و نيز نوعى پيوند قلبى و دلبستگى (: عقدالقلب) است.
ب. تعامل با نفى وابطال ديدگاه وحدت علم و ايمان ديدگاه تعامل باقى مىماند و مراد از آن اين است كه علم و ايمان همديگر را تأييد و تكميل مىكنند؛ اما نسبت ميان اين دو چگونه است؟ بايد ديد انديشمندان و متكلمان در اين باره چه نظرى دارند.
جان اف. هات، نياز علم به ايمان را چنين بيان مىكند:
علم نمىتواند بدون مبنا داشتن در نوعى ايمان پيشين به اين كه جهان يك كلّيت منظم عقلانى است، رشد كند. دانشمندان همواره به يك ايمان ضمنى اتكا مىكنند (ايمانى كه به ندرت درباره آن به نحو هوشيارانه تأمّل مىورزند)؛ ايمان به اين كه در آنجا (خارج از وجود ما) يك جهان واقعى وجود دارد و (اجزاء) اين جهان واقعى به نحو قابل فهمى با هم هماهنگ اند و ذهن انسان اين ظرفيت را دارد كه دست كم بخشى از اين فهم پذيرى جهان را درك كند. «٥» همو در ادامه مىگويد:
پس دين عميقاً با علم مرتبط است، بدون آن كه تلفيقى صورت پذيرد. مقتضيات دين براى علم، بسيار اساسىتر، عميقتر و فايده بخشتر از آن است كه سه نگرش ديگر (تعارض، تمايز و تلاقى) مجال ديدن آن را به ما مىدهد. «٦»