كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٧٨
مىداند؛ زيرا هم ميان علم مطرح در بحث علم و ايمان و علم مطرح در علم و دين تفاوت است و هم ميان خود ايمان و دين. «١» تفاوت ايمان و دين، نيز پوشيده نيست؛ زيرا مراد از دين، مجموعه آموزهها و گزارههاى اعتقادى و اخلاقى و فقهى و حقوقى است كه يا به طور مستقيم بر پيامبران الهى و به ويژه بر پيامبر اكرم (ص) از سوى خداى حكيم- به عنوان شارع مقدس- وحى گرديده است و يا عبارت است از سخنان خود پيامبر و امامان جانشين آن حضرت كه به عنوان احاديث و روايات شهرت دارد و آنها را «وحى با واسطه» هم مىگويند. دين به اين معنا را صاحب نظران، «مكتب» نيز مىگويند «٢». مراد از «ايمان»، تدّين يا دين دارى است و به مجموعه باورها و اعتقادات دين داران گفته مىشود و به افراد قائم است و رها ورد گرايش انديشمندانه دين ورزان به دين و عمل بر پايه آموزهها و گزارههاى فرعى عملى آن است. به همين دليل، ايمان مانند اصل دين، هويت مستقل از دين ورزان ندارد، در حالى كه دين به معناى مكتب از چنين استقلالى برخوردار است. بنابراين، نبايد مسئله علم و ايمان با علم و دين خلط و يكى گرفته شود.
نكته سوم آنكه اهميت مسئله ايمان- به عنوان مسئله محورى اين فصل- و ضرورت روشنگرى هر چه بيشتر درباره مفهوم و حقيقت آن و نيز زدودن شبهات و ابهامات پيرامون آن، بر كسى پوشيده نيست؛ زيرا ايمان، عصارهدين دارى و لُب و لباب آن در انسان دين ورز است كه در روح و روان او و نيز در زندگى مادى و معنوىاش تأثير به سزا و نقش تعيين كنندهاى دارد.
بر اين اساس، مىتوان گفت ايمان نسبت به اصل دين، مانند ميوه نسبت به اصل درخت و تنه و شاخ و برگ آن است. درخت هر چند تنومند و ميوه آور باشد، اگر دسترسى به (ميوههاى) آن براى ما ميّسر نباشد سودى به حال ما ندارد. نسبت ايمان به اصل دين نيز همين است.
نكته چهارم آنكه در اينجا نيز در نظر بدوى و نگاه كلى، از دين به معناى عام سخن مىرود.
ولى به نظر دقيقتر، مراد همان آيين جهانى و جاويد اسلام است.
اينك براى پرداختن به مسئله علم و ايمان و تبيين و تعيين رابطه ميان اين دو، لازم است مفهوم روشنى از علم و ايمان ارائه شود.