كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٩
خود را جولا نگاه امور باطل و ناروا نمايد، اين فكر و انديشه فاقد هر گونه ارزش و اعتبار است و مايه سقوط انسان به ورطه زشتىها و پليديها مىگردد. به همين دليل در متون دينى از اين گونه فكر و انديشه نهى شده است، «١» گرچه اين نهى، از نوع نهى اخلاقى و ارشادى است و موجب محدوديت حقوقى و منع قانونى نمىشود؛ چون با حقوق شهروندى و اجتماعى ديگران در تضاد نيست، مگر اينكه به دنبال اين گونه انديشههاى باطل و شيطانى، دست به عمل هم بزند و مرتكب جرم و گناه شود. در اين صورت مسئله فرق مىكند و چنين اجازهاى را نه اسلام به او مىدهد و نه قوانين حاكم بر جوامع بشرى.
٣. آزادى عقيده:
انسان به دليل برخوردارى از قوه فكر و خرد و نيز احساس و گرايش، خواه ناخواه در زندگى داراى نوعى باور و اعتقاد است. «٢» اعتقاد ممكن است الهى و يا شيطانى باشد، ولى دين از انسان مىخواهد كه اعتقاد الهى را برگزيند، اما نه از راه اجبار و اكراه، بلكه با آگاهى و با استفاده از ابزارهاى هدايت بخش بشارت و انذار.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. (بقره: ٢٥٦)
در پذيرش دين، اكراهى نيست، راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابراين، كسى كه به طاغوت كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستاويز محكمى چنگ زده است، كه گسستنى براى آن نيست خداوند شنوا و دانا است.
مقصود از دين در اين آيه، ايمان و اعتقاد دينى است. جمله مزبور (لا اكراه ...) خواه اخبارى باشد و خواه انشائى، اجبار و اكراه در اعتقاد دينى را مردود مىسازد؛ «٣» زيرا اصولًا