كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٥

هابز بر اين باور بود كه نه تنها عقل، بلكه اخلاقيات نيز تابع اميال‌اند و هيچ ارزش و ضد ارزش ثابتى وجود ندارد:
هيچ قانون خوب و بدى كه ريشه در ماهيت خود موضوع داشته باشد، وجود ندارد، بلكه اين مفاهيم، متعلق به آن كسى است كه آنها را به كار مى‌برد. «١» و «٢» بنابراين، با اصالت يافتن «خواسته‌ها و اميال طبيعى انسان»، مسائل مهمى چون شناخت، حسن و قبح عقلى، صدق و كذب، حق و باطل، خير و شر، بايد و نبايد اخلاقى، عدل و ظلم و بلكه همه فضايل اخلاقى و ارزشهاى انسانى و الهى در پاى اميال و خواسته‌هاى بدون حد و مرز انسان قربانى مى‌شوند و از خون اين قربانيان، آزادى ليبرالى جوانه مى‌زند.
ريشه و خاستگاه آزادى در اديان توحيدى و اسلام، نيز درونى و ذاتى است، ولى برخلاف تفكر اومانيستى و ليبراليستى از صرف خواستها و تمايلات نفسانى انسان برنمى‌خيزد، بلكه از امرى فراتر و عميق‌تر از آن، كه همان فطرت و روح خدادادى است، برمى‌خيزد. «٣» در تفكر اسلام ناب، حقيقت و اصالت انسان با روح است نه جسم و همه صفات نيك انسانى از آن سرچشمه مى‌گيرد و آزادى‌خواهى انسان نيز از فطرت و سرشت پاك روحى او برمى‌آيد كه خداوند در نهاد او قرار داده است؛ چنان‌كه امير مؤمنان على مى‌فرمايد:
لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً. «٤» بنده ديگرى مباش، كه خداوند تو را آزاد آفريده است.