كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٤
گرچه سه تعريف اخير از جامعيت بيشترى بر خور دارند، ولى تعاريف پيشين نيز شمول حق در قلمرو فردى و اجتماعى در ابعاد مختلف را مىرسانند. از اين رو، مجموع اين تعاريف، هم مفهوم حق و يا حقوق مطرح در فلسفه حقوق را در بر مىگيرد كه به معناى مقررات اجتماعى و يا نظامى حاكم بر روابط و رفتار فردى و اجتماعى يك جامعه مىباشد و هم مفهوم حقوق طبيعى، مالى و غير آن را؛ چرا كه ممكن است منشأ حق وضعى باشد؛ يعنى قانونگذار آن را مقرر كرده باشد؛ مانند حقوق زوجه و ممكن است ريشه آن طبيعى و فطرى باشد؛ مانند آزادى، اختيار، حق تعيين سرنوشت خود، حق ازدواج و حق حيات.
بررسىها نشان مىدهد كه همه اين گونههاى حق- اعم از حقوق سياسى اجتماعى، حقوق طبيعى و فطرى و غير آن- در اسلام وجود دارد. در اينجا براى اثبات درستى ادعاى خويش نمونه هايى از انواع حقوق انسان در اسلام، ارائه مىشود:
- در اسلام برخى كسان داراى همه گونه حقوق مىباشند بدون اينكه تكليفى متوّجه آنها شود. كودكان و ديوانگان از آن جملهاند.
- مىدانيم كه از مهمترين و اساسىترين حقوق طبيعى و فطرى انسان، حق حيات، و اختيار انتخاب دين است. هر دو حق در اسلام چه براى انسان مؤمن و چه غير مؤمن محترم شمرده شده است و به ويژه اين احترام درباره حق حيات، همه گونه حيات مادى و معنوى، فردى و اجتماعى و حتى حق حيات تك تك اعضا و جوارح بدن انسان را نيز در بر مىگيرد. «١» حق حيات انسان در اسلام از احترام بالايى برخوردار است به گونهاى كه كشتن يك انسان به منزله كشتن همه مردم دنيا است. «٢» جالب اينجاست كه حق حيات جنين در رحم مادران نيز مانند ساير انسانها محترم شمرده شده است. اين در حالى است كه كشورهاى طرفدار حقوق بشر، سقط جنين را مجاز مىدانند. «٣» - در فقه اسلامى نيز تكاليف از حقوق جدا شده است.