كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٣

در آغاز بايد ديد مراد از حق چيست و حقوق مورد نظر آنها به چه معناست؟
واژه «حق» در فرهنگ لغات دينى و غير آن در معانى چندى به كار رفته است؛ از جمله:
ثبوت و ثابت، سخن مطابق با واقع، ضد باطل، موجود ثابت، وجود مطلق، ذات خداوند متعال، كار خدا، دين خدا، كار شايسته و درست و اعتقاد درست. «١» در اصطلاح نيز براى حق و حقوق معانى و تعاريف چندى است كه مهم‌ترين آنها عبارت اند از:
- حق، مرتبه‌اى ضعيف از ملكيت است. «٢» - حق متشكل از چهار عنصر است كه عبارت است از اختصاص، تسلط، احترام ديگران نسبت به آن و حمايت قانون از آن. عنصر اول و دوم بيانگر ماهيت حق و دو عنصر ديگر مبيّن تكاليف ديگران در برابر حق است. «٣» - حق نوعى اختصاص است؛ اختصاصى كه لزوم وجود آن ناشى از درك اين مطلب است كه انجام يك فعل از دو فاعل ساخته نيست و مداخله در بهره ورى از بهره‌اى كه شخص خاصى آن را اراده كرده، ممنوع است. اين اختصاص در بُعد مالى به معناىِ مِلك و در بُعد غير مالى به معناى حق است. «٤» - حق امرى اعتبارى است كه در هر مورد معنايى خاص مى‌دهد و داراى آثار خاص است. از اين رو، مضاف اليه حق بيانگر مفهوم خاص اعتبارى حق در هر مورد مى‌باشد. «٥» - حق، امتيازى است كه قواعد حقوقى، براى تنظيم روابط اشخاص به سود برخى از آنان در برابر ديگران ايجاد مى‌كند. «٦» - حق، امرى اعتبارى است كه به موجب آن صاحب حق شايستگى بهره ورى از امرى و اختصاص آن را به خود يافته و بر ديگران نيز رعايت آن لازم است. «٧»