كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥١
توضيح آنكه همان گونه كه اشاره شده قوانين بشرى، به فرض كه جامع و كامل باشد و از سوى همه شهروندان جوامع بشرى نيز اجرا شود نهايت دستاورد آن اين است كه رفاه زندگى و تمدن مادى و ماشينى را براى بشر به ارمغان مىآورد؛ چون نگاهش به انسان، يكسويه است و تنها به جسم و نيازهاى جسمانى و مادى انسان توجه دارد و تأمين خواستهها و تمايلات مادى و نفسانى انسان سرلوحه اهداف آن را تشكيل مىدهد و كارى به بعد معنوى و روحى و آرمانها و نيازهاى اين بعد از وجود آدمى ندارد. اساس آن بر دين گريزى و نفى خداپرستى و تكليف ستيزى استوار است. به همين دليل انسان، بريده از خدا و آخرت و رها شده در آخور طبيعت و دور از هرگونه مسئوليتهاى اخلاقى نگريسته مىشود و در واقع از خود انسانىاش بيگانه مىگردد. «١» از اين رو، احكام و قوانين بشرى قادر به ايجاد تحول روحى و اخلاقى و رشد و تعالى معنوى و در نتيجه هدايت و رستگارى انسان نيستند، در حالى كه انسان امروز بيشتر از گذشته سخت به معنويت و اخلاق نيازمند است.
اما احكام و قوانين دينى بر اساس خداباورى و پذيرش مسئوليتها و پيمانهاى محكم و استوارى كه ميان انسان مؤمن و خدايش منعقد مىشود، شكل مىگيرد. انسان با قبول دين (اسلام) و پيمان الهى، متعهد مىشود كه تحت تربيت الهى در آيد و از شرايع، قوانين و احكامى كه توسّط پيامبران و جانشينان آنان فرستاده، پيروى كند و در برابر، خداوند نيز به انسان وعده داده كه انواع نعمتها و بركات خود را بر او ارزانى دارد و او را به خلافت در زمين برساند و در آخرت نيز به پاداش بى كران و مقام والاى قرب و وصال الهى راهنمايى اش كند و در نهايت در بهشت برين جايش دهد.
اينها واقعيتهاى انكارناپذيرى است كه خداوند در صدها آيه قرآن كريم به آنها وعده داده است، «٢» و خداوند هرگز در وعدههايش تخلّف نمىكند. «٣»