كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٩
اينجاست كه نياز به قوانين و مقرراتى، كه منافع و مصالح همه مردم را به طور يكسان به دور از تبعيض مد نظر قرار دهد، ضرورى به نظر مىرسد. اين قوانين جز قوانين الهى و شرايع آسمانى نيستند كه توسط پيامبران الهى براى بشر آورده شده است. «١» اجراى اين قوانين جز با شناخت خدا و ايمان به او ودين دارى ميسر نيست. پيروى از فرامين خدا رستگارى و عصيان و نافرمانى از او گمراهى و كيفر ابدى را به دنبال دارد. «٢» تقرير ديگر اين دليل را حكماى الهى و اسلامى آوردهاند. فلسفه تكليف نزد فلاسفه اسلامى بر چند مقدمه استوار است كه به طور خلاصه ارائه مىشود:
١. بشر موجودى اجتماعى است. به اين بيان كه نيازمنديهاى فزون از شمار زندگى، او را ناگزير به پيوند اجتماعى و زندگى جمعى مىكشاند. به اعتقاد بسيارى از انديشمندان، اساساً انسان مدنى بالطبع است و به اقتضاى طبع و خوى باطنى به زندگى در كنار جمع و زندگى مسالمتآميز با ديگران گرايش دارد.
٢. زندگى جمعى به هميارى و همكارى همه افراد اجتماع نيازمند است و بايد همه آنان به عنوان عضوى از اعضاى پيكر اجتماع منافع و مصالح خويش را همسو و سازگار با منافع و مصالح ديگران دنبال كنند تا زندگى جمعى به سود همگان و پيشرفت و شكوفايى تمدن بشرى منجر شود.
٣. ولى انسانها داراى خواستهها و تمايلات پايان ناپذيرى هستند، به طور خودكار به سوى «جلب منفعت و دفع مضرّت» براى خود كشيده مىشوند و در نتيجه تأمين خواستهها و ارضاى تمايلات خويش را بر ديگران ترجيح مىدهند. اينجاست كه خواسته يا ناخواسته كشمكش و نزاع ميان افراد اجتماع براى تأمين منافع خويش و دور كردن ضرر و حرمان از خود در مىگيرد و اگر راهكارى براى حل اين معضل وجود نمىداشت، چه بسا نسل بشر در گير و دار جنگها و خونريزيها به نابودى و انقراض دچار مىگشت.
٤. براى رفع اختلافات و جلوگيرى از درگيريها، جامعه بشرى به يك دستور العمل و قانون جامع و همه جانبه نيازمند است كه منافع و مصالح همه را مد نظر قرار دهد و بر پايه عدل و داد ميان مردم حكم و داورى كند تا همگان از صميم دل به آن گردن نهند.