كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٧
بيشتر تكاليف دينى با رنج و زحمت و دشوراى همراه است و انجام آنها مستلزم نوعى محروميت از بسيارى از خواستهها و لذايذ و محدوديت در برخى شئون زندگى است. ديگر آن كه اين رنجها، محروميتها و محدوديتها همگى در جهت مصالح و منافع دنيوى و اخروى انسانها و پاداش دادن به آنها و جبران آن در دنيا و آخرت و در نهايت، موجب هدايت، رستگارى و كمال معنوى آنان است. «١» چرايى تكليف از مطالب گذشته درباره تكليف دينى به دست مىآيد كه تكاليف دينى چيزى جز گردن نهادن و پايبندى به نوعى قوانين و مقررات- البته از نوع دينى و الهى آن- در حوزه عمل فردى و زندگى اجتماعى نيست و اصل التزام و پايبندى به قوانين و مقررات در زندگى اجتماعى نيز به حكم عقل و سيره عقلانى عالم ضرورتى گريزناپذير است؛ زيرا كه تداوم حيات بالنده انسان و شكوفايى استعدادهاى درونى او و نيز استمرار و بقاى زندگى جمعى زمانى ممكن است كه وحدت، انسجام اجتماعى، روابط انسانى خوب، امنيت و آرامش روحى حاصل از اجراى قوانين و مقررات فردى و اجتماعى مترّقى و حياتبخش توسط تك تك شهروندان جامعه، وجود داشته باشد؛ آنهم قوانينى كه اجرايش تحول عميق روحى و اخلاقى و كمال علمى و معنوى را همراه داشته باشد.
از اين رو، گمان نمىرود كسانى كه به تخطئه تكاليف دينى مىپردازند و به اين بهانه كه «زبان دين، زبان تكليف است» و انسان مدرن آن را بر نمىتابد، درصدد نفى وجود اصل الزامات و قوانين اجتماعى باشند؛ بلكه آنها به ظاهر با دين و تكاليف و قوانين دينى مشكل دارند و قوانين بشرى را بر آن ترجيح مىدهند. اينان نيز كسانى جز آن دسته از روشنفكران و نويسندگانى نيستند كه بر ليبراليسم و اومانيسم افراطى معتقد اند و در نتيجه، اصالت فرد و آرمانها و حقوق فردى را به طور مطلق قبول دارند و قابل دست يابى مىدانند و آن را بر اصالت اجتماع و مقررات اجتماعى ترجيح مىدهند.