كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٣٩
اعتبار در خور شأن خويش برخوردار است، ولى مرجعيت نهايى و اصلى خدا و دين اوست.
تفاوت دو نوع تشخيص و داورى در اخلاق و كارآمدى بيشتر داورى در اخلاق دينى بر كسى پوشيده نيست.
٢. اخلاق سكولاريستى- چنان كه اشاره شد- از ضمانت اجرايى لازم و كافى برخوردار نيست.
٣. اخلاق سكولاريستى، چنان كه دانشمند تجربه گراى انگليسى والتر ترنس استيس گفته، به نسبيت اخلاقى مىانجامد و نسبيت اخلاقى خط بطلانى بر همه ارزشهاى اخلاقى است؛ زيرا اخلاقيات در تفسير سكولاريستى تابع اميال شخصى افراد و در خدمت اغراض زندگى مادى قرار مىگيرند و هركس هر نوع برداشت و سليقه خود از اخلاقيات را به كار مىبندد و بر اساس مصالح و منافع خويش لعاب خوب و بد به آنها مىزند. اين تلقّى از امور اخلاقى، اصول ثابت و فطرى مكارم اخلاقى را به چالش مىبرد و از وثاقت و اعتبار لازم مىاندازد و دچار نسبيت و روزمّرهگى و نيز مرگ تدريجى مىكند. «١» ٤. اخلاق سكولار، تنها حسن فعلى و ذاتى داشتن افعال اخلاقى را كافى مىداند ولى اخلاق دينى حسن فعلى را كافى نمىداند و حسن فاعلى را هم در انجام اخلاقيات ضرورى مىشمارد و آن، انگيزه خدايى داشتن در انجام كارهاى اخلاقى و غير آن است. چون تنها در اين صورت است كه افعال اخلاقى روح افزا و كمال آور مىشوند.
٥. هدف اخلاق دينى همان هدف اصل دين و آن رساندن انسان به خدا، كمال والاى روحى و معنوى و بروز و شكوفايى شايستگيهاى انسانى در دين ورزان است. اما هدف اخلاق سكولاريستى سود گرايى مادى و منافع دنيوى صرف است. بر اساس اين تفكر، اخلاقيات تا حد آداب زندگى و نظم و انتظام بخشى به زندگى مادى و دنيوى براى تمتع و تلذّذ بيشتر از زندگى، تنزل مىكند و از آن اهداف عالى خويش باز مىماند.