كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٣٣
اخلاق بر مىآيد، امورى از قبيل: خوشرويى و رفتار پسنديده با مردم، پاكيزگى بدن و لباس، احترام به ديگران، رعايت ادب در گفتار و رفتار، عيادت بيماران، همدردى و تسليت به مصيبت ديدگان، دورى از كبر و غرور، عجب، خودنمايى، گمان بد به ديگران و مانند آن مىباشد. «١» اين گونه مسائل و محاسن اخلاقى گرچه ريشه دار بوده و جزو ارزشهاى پايدار به حساب مىآيند و به اجمال مورد پذيرش و پسند همه مردم دنيا از هر ملّيت و نژادى نيز مىباشند، ولى به تصريح پيشوايان معصوم دينى (ع) مسائل اخلاقى اصيل و فطرى مورد بحث محسوب نمىشوند، بلكه از جلوهها و زمينههاى آن به شمار مىآيند. چنان كه حضرت اميرمؤمنان على (ع) فرمود:
ذَلّلِوُا اخْلاقَكُمْ بِالْمحَاسِنِ وَ قَوِدّوُها الىَ الْمَكارِمِ. «٢» خلق و خوى خود را با صفات پسنديده رام كنيد و به سوى مكارم اخلاقى سوق دهيد.
٤. اخلاق به معناى مكارم اخلاقى:
مراد از مكارم اخلاقى، آن دسته از صفات و ملكات نفسانى است كه معيار انسانيت انسان به شمار مىآيد و هويت و اصالت انسانى او را تشكيل مىدهد و خاستگاه فطرى دارد و از روح ملكوتى و الهامات غيبىِ در آن سرچشمه مىگيرد. به همين دليل در همه انسانها از هر نژاد و مليتى- با اختلاف در مراتب و شدّت و ضعف- وجود دارد و هر انسانى مىتواند از راههاى تمرين و تكرار عمل، رياضت نفسانى و تزكيه نفس از رذائل اخلاقى، اين دسته از ملكات را بارور و شكوفا سازد و به رشد و بالندگى فكرى، اعتقادى، بصيرت و معرفت، كمال معنوى و تقوا و پرهيزكارى برسد و مقرّب الهى گردد.
اين نوع اخلاقيات اصيل و بالنده است كه مظاهر اسماى جمال و جلال الهى شمرده مىشود و هريك از آنها در شرايط مناسب و موقعيت خاص، با فراهم شدن زمينه، ظهور و بروز مىيابد. «٣» برخى از مكارم اخلاقى، عبارتاند از: حق گرايى، كمال و فضيلت خواهى، عدل دوستى