كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٥
فصل دوم: اخلاق و دين از مباحث جديد كلامى، تبيين رابطه ميان دين و اخلاق است. آيا اخلاق جزوى از دين است يا جدا از آن؟ در صورت جدايى، آيا استقلال كامل از يكديگر دارند يا باهم ارتباط دارند؟ در صورت ارتباط و تعامل، اين ارتباط چگونه است؟ آيا با حفظ هويت و اصالت خويش، در برخى جهات ارتباط دارند؟
گرچه بحث از رابطه دين واخلاق پيشينه درازى دارد و حتى به موازات پيشينه خود دين و اخلاق كه همزاد بشرند، از آغاز پيدايش اين دو، مورد بحث و نظر بوده است «١»، ولى در اين زمان حساسيت و اهميت بحث از آن بسيار بيشتر شده است؛ زيرا برخى از نويسندگان و روشنفكران شرقى و غربى با باورمندى به مكاتب خود ساختهاى چون اومانيسم، سكولاريسم و مانند آن، در تلاش اند تا از يك سو هم دين و هم اخلاق را از مفهوم ارزشى و قدسى تهى كنند و به اصطلاح سكولاريزه كنند و از سوى ديگر اين دو را رو در روى يكديگر و در تعارض با هم جلوه دهند. روشن است كه چنين دين و اخلاقى از هويت اصلى و حقيقى خود فاصلهها داشته، آن نتيجه و اثر مطلوب خويش را ندارند و همچون كالبدى بى روح مىگردند.
نتيجه جدا انگارى دين از اخلاق و به ويژه تهى شدن اخلاق از مفهوم ارزشى و قدسى آن، همان است كه امروزه ما در جهان به ظاهر متمدن غرب مىبينيم، كه همه چيز را با سود و زيان مادى و پول و ثروت و لذايذ نفسانى مىسنجند. راز كم رنگ شدن ارزشهاى دينى و اخلاقى،