كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٣

- فلسفه دين، تحليل عقلانى از دين است كه بدون قصد دفاع يا رد آن صورت مى‌گيرد، گرچه ممكن است در نهايت اين تحليل عقلانى، به نفع يا ضرر دين تمام شود. «١» مى‌توان ويژگيهاى زير را از تعاريف مزبور براى فلسفه دين به دست آورد:
١. فلسفه دين، ابزارى براى آموزش دين نيست و در واقع نگاه دين مدارانه به آن لازم نيست. از اين رو، همه فيلسوفان با هر گرايش فكرى و جهان بينى مى‌توانند به بررسى مسائل دينى بپردازند.
٢. فلسفه دين، جزوى از دين نيست، بلكه شعبه‌اى از فلسفه است از نوع فلسفه مضاف، كه از بيرون به گزاره‌ها، آموزه‌ها و مسائل دينى مى‌پردازد.
٣. فلسفه دين، به تبع فلسفه، تك روشى است و آن، روش عقلى و استدلالى است.
٤. فلسفه دين در صدد تبيين عقلانى واقعيتها و حقايق اصيل دينى است. به همين دليل، خواسته يا ناخواسته به شفّاف سازى و استحكام بخشى بيشتر آن حقايق اصيل مى‌پردازد.
٥. بحث فيلسوفانه، آزاد و بدون التزام پيشينى به نتايج است، گرچه ممكن است نتايج بحث و بررسى فيلسوف دين، تأييد و اثبات آموزه‌هاى دينى باشد. «٢» ٦. فلسفه دين، چنان كه از تعاريف ياد شده بر مى‌آيد، به دو قسم عام و خاص تقسيم مى‌گردد.
مراد از فلسفه دين عام، آن است كه در آن، مسائل مشترك اديان- بدون گرايش به دين خاص- تبيين عقلى و فلسفى مى‌شود، ولى در فلسفه دين خاص؛ مسائل يك دين خاص بررسى مى‌گردد.
از آنچه گفته شد، وجوه تمايز فلسفه (دين) و كلام (جديد) روشن مى‌شود و آن عمدتاً در دو چيز، يعنى در روش استدلال و در هدف (و غايت) است؛ زيرا كلام مانند فلسفه تك روشى نيست و از روشهاى متنوعّى سود مى‌جويد كه يكى از آنها روش استدلال عقلى و فلسفى (يعنى روش برهان يقينى) است. هدف و غايت كلام نيز برخلاف فلسفه (و فلسفه دين)، از پيش مشخص بوده و متكلم با التزام قبلى، براى اثبات، تأييد و دفاع از دين تلاش مى‌كند؛ در حالى كه در فلسفه، فيلسوف دين التزام قبلى را بر نمى‌تابد.