كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٨

على بن ابى‌طالب (ع) لازم بوده، يعنى حكومت و دستگاه اجرا و اداره، پس از ايشان و زمان ما هم لازم است. «١» آيت‌اللَّه بروجردى، فقيه بزرگ معاصر، از جمله عالمان دينى است كه در درس خارج خود مسئله ولايت فقيه را به بحث گذاشته و ضرورت عقلى حكومت و ولايت فقيه را با چهار مقدمه به اثبات رسانيده است. خلاصه گفتارش چنين است: در اسلام احكام و قوانين فراوانى درباره امور سياسى اجتماعى و كشوردارى، تنظيم امور جامعه، تأمين امنيت جامعه و ... وجود دارد كه نشان مى‌دهد سياست و كشوردارى و پاسدارى از حريم اجتماع و كيان اجتماعى هرگز از نظر اسلام پنهان نمانده است. در زمان پيامبر و ائمه (ع) با حضور آنان و تصدى امور سياسى اجتماعى- در كنار امور عبادى و اخلاقى- توسط آن بزرگواران، هيچ ابهام و اجمالى در ميان نيست. سخن در زمان غيبت معصوم (ع) و در عصر ماست. آيا آنان كسانى را براى مراجعه مردم در امور گوناگون دينى و زندگى معرّفى يا نصب كرده‌اند؟ بى‌گمان، آنان كسانى را به جاى خود معرفى كرده‌اند و اينان نيز تنها فقيهان واجد شرايط و صاحب صلاحيت رهبرى و ولايت‌اند؛ زيرا يا بايد بگوييم آنها اصلًا كسى را معرفى و منصوب نكرده‌اند كه گفتيم به شهادت عقل و نقل مردود است، يا افرادى غير فقيه و غير متخصّص در دين را منصوب نموده‌اند كه اين نيز به حكم عقل باطل است و كسى آن را نگفته است، چون عقل مى‌گويد كسى كه در دين و كارشناسى مسائل دينى، سياسى و اجتماعى متخصص است، شايسته اين مقام است؛ يا اينكه ائمه (ع) تنها فقيهان واجد شرايط رهبرى اسلامى را معرفى كرده‌اند، كه اين گزينه مورد پذيرش است. «٢» علامه طباطبائى نيز از راه ضرورت فطرى، حكومت فقيه را اثبات كرده است:
حكم ولايت يك حكم ثابت و غير قابل انكار فطرى است ... اسلام نيز كه پايه و اساس خود را روى فطرت گذاشت ... اوّليات احكام فطرت را هرگز الغا نكرده، در اعتبار مسئله ولايت كه مورد نياز بودن آن را هر كودك خردسالى نيز مى‌فهمد مسامحه روا نخواهد داشت ... در نتيجه عقيده‌اى كه اختصاص به شيعه دارد، اين نمى‌شود كه در صورت غيبت امام (ع)- مانند عصرى‌