كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٠
مهمترين مبانى و مقدمات نظرى سكولاريسم عبارت است از: علمگرايى يا علمپرستى، عقلگرايى افراطى، اومانيسم، سنّتستيزى، تجددگرايى و آزادى ليبراليستى. «١» اينك جاى دارد برخى از مهمترين ادعاها و مستندات پيروان اين نظريه در حوزه تفكر اسلامى «٢» را ارائه و بررسى و نقد كنيم.
١. پيروان اين نظريه، دين را به طور كلى در حوزه ارتباط فردى انسان و خدا منحصر مىدانند و در حوزه زندگى اجتماعى انسان، دين را بىتفاوت معرّفى مىكنند. «٣» اين ادعا با نگرش حداقلى به دين و نفى جامعيت و كمال از آن پا گرفته است. نگاه حداقلى به دين، كه يك نگرش تقليدى و الگوگيرى از سكولاريستهاى غربى به دين مسيحيت است، شايد با واقعيتها و ويژگىهاى اين دين تحريف شده سازگار باشد، ولى به طور يقين با واقعيتها و ويژگىهاى آيين اسلام به عنوان دين خاتم و برخوردار از جامعيت و كمال، سازگار نيست. دانشمندان اسلامى با استناد به دليل عقلى و فطرى و نيز دليل نقلى- از آيات و روايات- خاتميت، «٤» جامعيت و كمال اسلام را اثبات كردهاند. «٥» ادعاى اختصاص اسلام به حوزه ارتباط فردى انسان با خدا نيز بنا به دلايل زير مخدوش و باطل است:
الف.
دانشمندان اسلامى با استناد به آيات قرآن كريم- و برخى روايات- ارتباط چهارگانهاى را براى انسان به عنوان هدف محورى اسلام براى رساندنش به كمال مطلوب در پرتو حيات معقول (: حيات طيّبه)، طرّاحى و تبيين مىكنند و آن عبارت است: ارتباط انسان با خويشتن؛ ارتباط انسان با خدا؛ ارتباط انسان با جهان هستى؛ ارتباط انسان با همنوع خود. «٦»