كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٧
سياست از ديدگاه اسلام عبارت است از مديريت حيات انسانها، چه در حالت فردى و چه در حالت اجتماعى، براى وصول به عالىترين هدفهاى مادى و معنوى. «١» امام خمينى نيز در اين باره مىفرمايد:
سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد و تمام اين مصالح جامعه را مد نظر بگيرد و اينها هدايت كند به آن چيزى كه صلاحشان است. «٢» با دقت در معانى لغوى و اصطلاحى سياست، اين نكته مهم به دست مىآيد كه سياست نه تنها در بردارنده جنبه غير ارزشى و اخلاقى نيست، بلكه به عكس، به دليل اينكه اخلاق و سياست هر دو از يك آبشخور مىنوشند و از يك مادر يعنى حكمت عملى زاده مىشوند، با هم سازگارند و هماهنگى دارند. «٣» از اين رو، اخلاق، سياست و نيز دين همگى در تحقق يك هدف شريكند و آن خير جامعه است؛ چنانكه ارسطو، سياست را حاوى غايات همه دانشهاى ديگر مىداند «٤» و روشن است كه دانشها به عنوان دستاورد عقل و فكر بشر، در خدمت زندگى و سعادت اويند.
فرانتس نويمان نيز در اين باره مىگويد: «به نظر افلاطون و ارسطو، قدرت سياسى جدا از جامعه نيست. قدرت سياسى يعنى جامعه ... بر طبق اين نظر، بين دولت و جامعه يا اقتصاد و سياست يا اخلاق و سياست يا دين و سياست يا فرهنگ و سياست، فرقى نيست. انسان يعنى شهروند ... شهروند فقط از راه فعّاليت سياسى- عدالتآميز- به استعدادهاى خويش تحقق مىبخشد و به بركت سياست به مرتبه انسانى مىرسد.» «٥» اسلام اين ديدگاه را تأييد مىكند؛ چنانكه امام على (ع) مىفرمايد:
مِلاكُ السِّياسَةِ عَدْلٌ. «٦» ملاك سياست، عدالت است.
مراد امام از اين حديث، عدالت سياسى است. روشن است كه از مصاديق عدالت سياسى،