كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٦

دنيا، زندگى دنيايى، توليد ثروت و كسب مال دنيا را ترويج و تشويق مى‌كنند. «١» اين دو نگاه به دنيا و مال و ثروت آن، چگونه توجيه‌پذير است؟ آيا نوعى تعارض در اينجا وجود ندارد؟
بررسى‌ها نشان مى‌دهند كه در آن بخش از آيات و روايات اسلامى كه دنيا، دنياطلبى و مال و ثروت آن را نكوهش مى‌كند، مراد، دنيايى است كه هدف اصلى انسان محسوب مى‌شود و او را از خدا و آخرت دور مى‌كند و به اعمال و صفات زشت حيوانى وادار مى‌كند. دنيا و مال و ثروتى كه براى اهداف انسانى طلب شود مذموم نيست؛ اهدافى مانند تأمين معاش و گشايش براى خانواده، صرف مصالح عمومى، كمك به تهى دستان، احداث بناهاى خيريه و عام المنفعه، ازدواج جوانان نيازمند و كارهايى از اين قبيل كه خشنودى خداوند و پاداش بزرگ اخروى را در پى دارند.
بنابراين، ماديات از قبيل مال و ثروت و غير آن، همگى از نعمتهاى الهى اند و نوع نگاه انسان به دنيا و انگيزه‌هاى انسانى است كه به فرموده امام على (ع) آن را پسند يا ناپسند مى‌كند:
آن كس كه با چشم بصيرت و ديده عبرت به آن (دنيا) بنگرد، به او بصيرت و بينايى بخشد و آن كس كه چشمش به دنبال آن باشد و فريفته آن گردد، ديده بصيرت و بينايى را از او مى‌گيرد. «٢» يكى ديگر از كلام جديد ١١١ جايگاه اقتصاد در اسلام ص : ١١١ آموزه‌هاى به ظاهر مخالف توسعه در اسلام، سفارش به زهد، قناعت و صرفه‌جويى در مصرف است.
ولى اين آموزه دينى نيز درست در جهت تقويت توسعه و پيشرفت است؛ زيرا مراد از زهد و قناعت، چنان كه رسول خدا (ص) فرموده است، «٣» دورى از آمال و آرزوهاى دراز و دست نيافتنى و پرهيز از كفران نعمت، مصرف بجا و بهينه و دورى از اسراف و تبذير و ريخت و پاشهاى بى‌حساب وكتاب است. اين آموزه دينى چيزى جز «الگوى‌مصرف» مطرح در توسعه‌يافتگى نيستند.
همچنين برخى مى‌پندارند كه اعتقاد به قضا و قدر، مستلزم سلب اختيار از انسان است و از طرفى وجود اختيار براى انسان از مبانى حركت در مسير توسعه به حساب مى‌آيد؛ زيرا در فرهنگ توسعه، انسان موجودى مختار، داراى اراده و استقلال و در صحنه زندگى و هستى نقش‌آفرين است. بنابراين، اعتقاد به قضا و قدر- كه به معناى تعيين تكليف انسان و سرنوشت‌