آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٢٢
تعريف اسم فاعل و مفعول گفت: نام كننده كار از هر فعل و عملى را «اسم فاعل» و نام كسى يا چيزى كه فعل براو واقع شده را «اسم مفعول» نامند مانند: شاهِد، سارِق و مَشْهُود، فعل جحد: لَمْ و لَمَّا فعل مضارع را مجزوم كرده و معناى آن را ماضى منفى مىنمايد.
- به تركيب «لَمْ يا لَمّا+ فعل مضارع» فعل «جحد» گويند. لَمْيَضْرِب: ماضَرَبَ نزد- ماضى منفى و سؤالى هرگاه بر سر فعل ماضى «لَما» يا «ما» نفى بيايد آن را منفى مىكند، و هرگاه «هل» يا «ا» بيايد، آن را سؤالى مىنمايد.
- روش ساختن فعل مجهول ماضى و مضارع: هرگاه حرف اول فعل ماضى (معلوم) را مضموم و يكى به آخر مانده را مكسور نماييم ماضى مجهول ساخته مىشود فَعَلَ (زد)- فُعِلَ (زده شد) و چنانچه حرف اول فعل مضارع را مضموم و يكى به آخر مانده را مفتوح نماييم فعل مضارع مجهول ساخته مىشود: يَضْرِبُ (مىزند)- يُضْرَبُ (زده مىشود) اسم و اعراب: اسمها يا مرفوع يا منصوب و يا مجرورند. علامت (رفع، ضمه (-) و علامت نصب فتحه (-) و علامت جر، كسره (-) مىباشد.
اگراسم نزد گوينده شناخته شده باشد معرفه، و در غير اين صورت نكره مىباشد.
- اسم اگر آخرش در اثر عوامل اعراب تغيير كند آن را معرب و در غير اينصورت مبنى مىنامند.
- مرفوعات عبارت است از: فاعل، مبتدا، خبر و نايب فاعل.
- جمله يا اسميه است يا فعليه، جمله اسميه با اسم و فعليه با فعل شروع مىشود.
جمله اسميه با مبتدا و خبر، و جمله فعليه با فعل، فاعل و مفعول ساخته مىشود.
حال، تميز و مفعول از منصوباتند.
مفعول اسم منصوبى است كه فعل فاعل بر آن واقع شده باشد. ضَرَبَ حَسَنٌ عَلِيّاً «حسن» زننده (فاعل) و على «زده شده» (مفعول) مىباشد.
- حال اسم منصوبى است كه حالت و چگونگى فاعل يا مفعول را هنگام انجام فعل نشان مىدهد.
- تميز اسمى است كه براى بيان مراد از اسم سابق مىآيد، چون مىتوان از اسم سابق اشياء زيادى را اراده نمود.