آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١١٦
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى ب غ ىابتغى بخواهد، بطلبد ٦ خ ص م اختصم مخاصمه كرد ٨ ش ق فانشقَّ جدا شد، شكافت ٥ ط ل ق انطلقراه افتاد ٩ ص ر فانصرف منصرف شد ١ ف ط را نفطر پاره گشت ٢ ق ل ب انقلب برگشت ٢٢ خ ل فتختلفون اختلاف مىكنيد ٤٥ باب افتعال در اين باب ماضى بر وزن افْتَعَلَ و مضارع بر وزن يَفْتَعِلُ مىآيد. هر فعلى كه در اين باب وارد مىشود ممكن است يكى از معانى زير را دارا باشد.
- جهد و كوشش در عمل: برخى از ريشههاى فعلى در باب افتعال دلالت دارد كه فعل با كوشش فاعل انجام مىپذيرد:
كَسَبَ الْمالَ (ما را بدست آورد «١») إكْتَسَبَ الْمالَ (مال را با كوشش بدست آورد)
اثر پذيرى: مانند جَمَعْتُ النَّاسَ فَاجْتَمَعُوا مردم را جمع كردم پس جمع شدند.
مشاركت: مانند اخْتَصَمَ الْقَوْمُ قوم با هم دشمنى كردند.
اين باب داراى معانى: اتّخاذ و طلب نيز مىباشد كه مىبايد براى توضيح بيشتر به كتابهاى مفصل رجوع گردد.
باب انفعال اوزان ماضى و مضارع اين باب انْفَعَلَ، يَنْفَعِلُ مىباشد. معناى منحصر اين باب پذيرش اثر است، مانند: صَرَفْتُهُ فَانْصَرَفَ (او را بازگرداندم پس بازگشت، كَسَرْتُهُ فَانْكَسَرَ (آن را شكستم پس شكست)