آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٣٦
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى اذن استاذن اجازه گرفت ١٢ برأتبرِّ أَبيزارى جست ٥ ربص تربَّص انتظار كشيد ١٧ ضعف استضعف ناتوان شمرد ٩ عَجَل استعْجَل تعجيل نمود ١٩ فرق تفرق متفرق كرد ١٠ فكر تفكّر تفكر كرد ١٧ قبل تقبّل قبول نمود ١٠ قدم استقدم مقدم شد ٥ قررا ستقرّ مستقر گرديد ١٤ كبرا ستكبر مستكبر گرديد ٤٦ باب تفعّل ماضى اين باب بر وزن تَفَعَّلَ و مضارع آن بر وزن يَتَفَعَّلُ مىباشد. در مضارع جايز است يك «تاء» آن را حذف كنيم. هرگاه فعل مضاعفى «١» به باب تفعّل برود لامالفعل آن به «ياء» تبديل مىشود مانند: (صدَّ) تَصَدَّدَ تَصَدّى - هرگاه يكى از حروف «تاء، ثاء، جيم، دال، ذال، راء، زاء، سين، شين، صاد، ضاد، طاء، ظاء» فاءالفعل اين باب قرار بگيرد مىتوان «تاء» باب را تبديل به همان فاءالفعل نمود و در نتيجه هر دو حرف متماثل نيز در هم ادغام مىگردند. «٢» مانند:
(دثر) تَدَثَّرَ ادَّثَّرَ (ذكر) تَذَكَّرَ اذَّكَّرَ اذَّكَّرَ يَذَّكَّرُ لِيَذَّكَّرْ مُذَّكِّرٌ (تبع) تَتَبَّعَ اتَّبَّعَ اتَّبَّعَ يَتّبِعُ لِيَتَّبِّعْ مُتَّبِّعٌ