آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٢٢٤
هر گاه ناقص در باب تفعل و تفاعل وارد شود تغييرات زير در آن پديدار مىشود.
ناقص (تفعل) ناقص (تفاعل)
ماضى تَعَدَّى تَراضى مضارع يَتَعَدَّى يَتَراضى امر تَعَدَّ تَراضِ معانى بعضى از حروف باء- از معانى مهم آن سببيت، مقابله و زائد بودن و استعانت است.
مِنْ- ابتداء، بعض و زائد بودن از معانى مهم «من» مىباشد.
اذْ- (ظرفيه) اغلب با فعل ماضى همراه است و قيد زمان براى جمله قرار مىگيرد.
اذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا (٢/ ٣٢)
تعليل، به معناى لِانَّ است و در قرآن كاربرد كمى دارد.
اذا- دو نوع است فجائيه و شرطيه. در صورتى كه بر جمله اسميه وارد شود. نوع اول است و اگر بر سر جمله فعليه بيايد، شرطيه مىباشد.
مثال: اذا جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإِ فَتَبَيَّنُوا (٤٩/ ٦) (شرطيه)
وَ نَزَعَ يَدَهُ فَاذا هِىَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرينَ (٧/ ١٠٨) (فجائيه)
امَّا: اغلب براى تفعيل مىآيد ولى متضمن شرط نيز هست.
امَّا: گاهى معناى تفعيل گاهى هم به معناى شرط است.
انْ: اگر بر جمله فعلى وارد شود، انْ شرطيه محسوب مىشود و هر گاه بر جمله اسميه وارد شود معناى نافيه مى دهد كه معمولا همراه با «الَّا» مىباشد.
«انْ» مخففه اغلب همراه با فعلهاى كاد و كان (ماضى- مضارع) مىآيد.
مرفوعات: اسم افعال «ناقصه» و «مقاربه» و خبر حروف مشبهة بالفعل از موارد مرفوع مىباشند. مثال: كانَ اللَّهُ سَميعاً عَسَى اللَّهُانْ يَعْفُوَا عَنْهُمْ، يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ ابْصارَهُمْ انَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ (٢/ ٢٠)
منصوبات: مفعول مطلق، مفعول لاجله از موارد منصوب هستند.