آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٣٢
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى ج ى اقَدْ جاءَ آمده است ٤٨ خ س رقَدْ خَسِرَ زيان كرده است ٥ خ ل وقَدْ خَلَتْ «١» گذشته است ١٥ ض ل لقَدْ ضَلَّ گمراه شده است ١٢ ز ع مكانَ يَزْعَمُ گمان مىكرد ٤ ك س بكانَ يَكْسِبُبه دست مىآورد ١٥ ماضى بعيد، استمرارى، نقلى از تركيب فعل «كان» با فعل ماضى و مضارع، ساختارى جديد پديد مىآيد كه در تطبيق با دستور زبان فارسى به نامهاى ماضى بعيد، استمرارى و نقلى شناخته مىشوند.
ماضى بعيد: بر تحقق كارى در زمان گذشته دلالت مىكند به طورى كه اثر آن نيز از بين رفته است. اين فعل از تركيب فعل كان با فعل ماضى ساخته مىشود، مثال: «زَيْدٌ كانَ ذَهَبَ»؛ زيد رفته بود. البته اين نوع فعل در قرآن بسيار كم است.
ماضى استمرارى: فعلى است كه بر وقوع كارى به طور مستمر در گذشته دلالت مىكند؛ مانند: مى رفتم، مى رفتى، مى رفت ...؛ «زَيْدٌ كانَ يَذْهَبُ»؛ زيد مىرفت.
«الرَّجُلانِ كانا يَذْهَبانِ» (آن دو مرد مىرفتند) و براى ساختن اين فعل، مشتقات «كانَ» را با افعال مضارع همراه مىآورند. ممكن است بين فعل مضارع و «كانَ» فاصله بيفتد: كانَ زَيْدٌ يَذْهَبُ، كانَ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ يَذْهَبانِ.
ماضى منفى استمرارى با اضافه آموزش ترجمه قرآن (جلد٢) ٤١ تمرين منزل ص : ٣٧ نمودن «لا» و «ماى» نافيه بر ماضى استمرارى ساخته مىشود. «٢» كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ (٥/ ٧٩)