آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٢١٠
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى س ر راسراربه طور پنهان ١ ت ب رتتبير نابود كردن ٢ د م رتدمير هلاكت ٢ ش ق قشَقّاً شكافتن ١ ص ب بصَبّاً ريختن ١ ع ص فعصفا سخت و محكم ١ م ز قممزّق متلاشى شده ٢ منصوبات منصوب بودن مواردى چون «خبركان» و «افعال ناقصه» و اسم «ان»» در درس قبل معلوم گرديد. در اين درس مواردى چون مفعول مطلق، مفعول لاجله را مطرح مىنمائيم.
مفعول مطلق: هر گاه مصدرى بعد از فعل (از لفظ همان فعل) بيايد كه تاكيد يا نوع فعل را بيان نمايد آن را مفعول مطلق گويند. «١» مثال:
(تأكيدى): وَ كَذَّبُوا بِاياتِنا كِذَّاباً (٧٨/ ٢٨)
(نوعى): فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسيراً (٨٤/ ٨)
همانطور كه از دو مثال فوق معلوم است در مفعول مطلق (نوعى)، مصدر به همراه صفتى ديگر آمده است. و مفعول مطلق (تأكيدى) چنانچه از تعريف فوق استفاده مىشود نقش تأكيد را براى فعل مورد نظر ايفا مى كند لذا در فارسى بايد اين حالت تأكيد را نشان دهيم. و ناچاريم غالبا آن را به قيدهايى از قبيل: سخت، نيك، شديد، به سختى، به شدت و ... ترجمه نماييم. «٢» اعداد مىتوانند جايگزين مفعول مطلق شوند چرا كه آنها خود مبين مىباشند.
مفعول لاجله: مصدرى است كه بعد از فعل ذكر شده و سبب انجام فعل را نشان مىدهد.
مانند: انَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ (٥٤/ ٢٧)